آزمایش

کلوخه و پارافین

 عنوان آزمایش : کلوخه و پارافین

وسایل مورد نیاز :کاوخه خشک شده ، نخ خیاطی ، ترازو ، مزور یا سیلندر استوانه ای ، پارافین مذاب ، آب

مقدمه :

اندازه گیری وزن مخصوص ظاهری به روش کلوخه و پارافین

روش کار :

 

ابتدا کلوخه طبیعی خشک شده را وزن می کنیم . وزن آنرا a می نامیم سپس نخ خیاطی را به مقدار دلخواه (0.5 متر کافی می باشد ) دور آن گره زده سپس کلوخه را در داخل پارافین مذاب قوطه ور می کنیم بطوریکه لایه ای از پارافین تمام محیط کلوخه را فرا بگیرد سپس کلوخه را از پارافین مذاب خارج نموده پس از سرد شدن مجددا وزن می کنیم و b نام گذاری می کنیم. در داخل مزور یک لیتری حجم معینی آب می ریزیم مثلا 700 cc سپس کلوخا را در داخل آب قوطه ور می کنیم طبق قانون ارشمیدس ارتفاع آب جابجا شده معدل حجم جسم قوطه ور است یعنی ارتفاع حجم آب جابجا شده همان حجم کلوخه و پارافین اطراف است

 


تعین بافت خاک به روش هیدرومتری

 

عنوان آزمایش : تعین بافت خاک به روش هیدرومتری

 

وسایل مورد نیاز : خاک نرم ، قوطی پلاستیکی درب دار ، آب مقطر ، محلول هگزا متافسفات سدیم 5 %

( کالگون 5% )  ، Shaker  ، سیلندر استوانه ای یک لیتری ، هیدرومتر ، کرنومتر ، دما سنج یا ترمومتر

 

مقدمه :

روش هیدرومتری مشابه روش پیپت اساس آن اندازه‌گیری چگالی سوسپانسیون خاک و آب است که به تدریج بر اثر رسوب مواد کاهش پیدا کرده و هیدرومتر بیشتر در مایع فرو می‌رود (روش اندازه گیری بافت خاک در آزمایشگاه).

اعداد قراﺋت شده روی هیدرومتر متناسب با حجم مایع جابجا شده خواهد بود.

 



تهیه گل اشباع وتعین درصد

موضوع آزمایش : تهیه گل اشباع وتعین درصد

 

وسایل مورد نیاز : خاک خشک شده و الک شده , آب مقطر , کاپ یا فنجان پلاستیکیدر دار , کاردک (اسپاتول) , ترازو , آون , تین

مقدمه :

هدف از گل اشباع چیست ؟

1) تعین درصد اشباع : درصد اشباع مقدار آبی است که 100 گرم خاک خشک شده در آون 105 درجه سانتی گراد به خود جذب می کند تا به حالت اشباع برسد.

2) تهیه عصاره ی اشباع : اندازه گیری pH : اندازه گیری آنیون و کاتیون های موجود در محلول خاک ( املاح موجود در املاح خاک )

 

مخلوط آب و خاک مطلوب باید ویژگی های زیر را داشته باشد:

1) سطح گل براق باشد

2) در سطح و زیر گل آب جمع نشود




اندازه گیری هدایت الکتریکیEC خاک شوری خاک

وسایل موررد نیاز : عصاره گل اشباع ، پایه عصاره گیر ، کاردک ، EC  متر

مقدمه :

اندازه گیری هدایت الکتریکیEC خاک: Soil electrical conductivity

هدایت الکتریکی در محیط های آبی ،مثل آب آبیاری یا آب خاک بیانگر مقدار املاح معدنی محلول می باشدو معیار دقیقی از میزان املاح وشوری در خاک وآب است به طوری که کیفیت و طبقه بندی آب وخاک از نظر شوری از روی EC مشخص می شود ECبوسیله دستگاهی بنام EC سنج اندازه گیری می شود کار دستگاه بر مبنای قانون اهم است وشکل زیر اساس دستگاه ECسنج می باشد که حاوی یک مقاومت سنج ، یک منبع جریان یا نیروی محرکه،یک الکترود شیشه ای می باشد. الکترود شیشه ای ساحتمان ساده ای دارد که ته آن باز می باشد. در انتهای الکترود شیشه ای دو صفخه پلاتینی روبروی هم قرار گرفته اند به فاصله یک سانتیمتری که یکی به قطب مثبت ودیگری به قطب منفی متصل می باشد این الکترود را تا حدی داخل محلول قرار می دهیم که سطح پلاتین ها کاملاً پوشانده شود.همچنین سطح پلاتین یک سانتیمتر مربع می باشد. برای شروع کار با ECسنج ، آن را کالیبره کرده برای این کار از محلولهای استاندارد KCLبا غلظت های زیر دمای c25 استفاده کرد. بایستی توجه کرد که این دستگاه در دمای 25cکالیبره شده است واگر دما بیشتر یا کمتر از آن باشد تصحیح را باید انجام دهیم.



تعییین pH خاک به روش پتانسیومتری

موضوع آزمایش : تعییین pH خاک به روش پتانسیومتری

وسایل مورد نیاز : گل اسباع ، آب مقطر ، پیست ، دستمال کاغذی ، pH متر

مقدمه :

اندازه گیری pH خاک: یکی از مهمترین خصوصیات شیمیایی خاک است که اهمیت آن مربوط به اسیدی یا قلیایی بودن محیط است محدودهpH بین 14- 0 متغیر است .7 حالت خنثی است و بالاتر از 7 قلیایی و پایین تر از 7 اسیدی به حساب می آید pH بیانگر میزان یا شدت بازی یا اسیدی بودن محیط های آبی می باشد. pHخاک نشان دهنده نوع کاتیون های جذب شده در سطح کلوئید ها نیز می باشد.برای اندازه گیریpH دو روش موجود است یکی مقایسه رنگ توسط برخی از معرف ها یا کاغذ تورنسل و دومی دستگاه pH متر است.

pH متر : وسیله ای است که دارای یک الکترود شیشه ای است که این الکترود به غلظت حساس است اساس دستگاهpH متر الکتروشیمیایی است این دستگاه در نوک الکترود که جنس آن از سیلیکات سدیم می باشد اگر غلظت هیدروزن در داخل و خارج الکترود یکسان نباشد این اختلاف را به صورت اختلاف پتانسیل به دستگاه گزارش می دهد و همچنین بر حسب pH نشان می دهدکه قبل از کار با دستگاه باید کالیبره (تنظیم) شود، در خاکهای اسیدی با تامپون های شماره 7-4 کالیبره می کنیم در صورتی که در خاکهای قلیایی با تامپون های 9-7 کالیبره می کنیم.


تهیه نمونه دست نخورده

موضوع آزمایش : تهیه نمونه دست نخورده

وسایل مورد نیاز : سیلندر استوانه ای ، بوش ، کاردک ، بیلچه ، نایلون

مقدمه :

 انواع نمونه: ساده ,مرکب ,دست نخورده ,دست خورده.

نمونه ساده:اگر هر یک از نمونه های برداشت شده جداگانه مورد تجزیه قرار دهیم به آن نمونه ساده گویند .

نمونه مرکب:اگر تعدادی نمونه ساده را مخلوط کرده ویک نمونه برداریم به آن نمونه مرکب گویند.

نمونه دست نخورده: اگر نمونه حالت وساختارطبیعی خاک را برای ما حفظ کند.

نمونه دست خورده: اگر نمونه حالت وساختارطبیعی خاک را برای ما حفظ نکند.

زمان نمونه برداری: موقعی که خاک ما رطوبت گاورو را داشته باشد یا رطوبت ظرفیت زراعی مزرعه باشد معمولاًنمونه ها را در پاییز بعد ازبرداشت محصول ودر بهار قبل از کاشت انجام می دهند.

 

روش کار:

ابتدا سیلندر استوانه ای را بر روی سطح خاک که از خار و خاشاک پاک شده قرار می دهیم. سپس بوش مخصوص سیلندر را بر روی سیلندر قرار داده و با فشار یکنواخت پا به داخل خاک فرو می بریم. سپس با بیلچه خاک اطراف سیلندر را کنار زده و کاردک را به آرامی در زیر سیلندر قرار داده و آن را بیرون می آوریم.

سپس سیلندر را در داخل نایلون پلاستیکی قرار داده ( برای جهت حفظ رضوبت و جلوگیری از ریزش خاک داخل سیلندر ) و به آزمایشگاه منتقل می کنیم.


آماده کردن نمونه خاک

موضوع آزمایش : آماده کردن نمونه خاک

وسایل مورد نیاز : خاک مرکب تهیه شده ، الک 10 مش ، هاون چینی یا چکش پلاستیکی ، سینی ( برای پهن کردن خاک ) ، قوطی پلاستیکی

 

مقدمه :

 انواع نمونه: ساده ,مرکب ,دست نخورده ,دست خورده.

نمونه ساده:اگر هر یک از نمونه های برداشت شده جداگانه مورد تجزیه قرار دهیم به آن نمونه ساده گویند .

نمونه مرکب:اگر تعدادی نمونه ساده را مخلوط کرده ویک نمونه برداریم به آن نمونه مرکب گویند.

نمونه دست نخورده: اگر نمونه حالت وساختارطبیعی خاک را برای ما حفظ کند.

نمونه دست خورده: اگر نمونه حالت وساختارطبیعی خاک را برای ما حفظ نکند.




نمونه برداری

موضوع آزمایش : نمونه برداری

مهمترین بخش در خاکشناسی ، نمونه برداری است.

نمونه برداری ، آنالیز و تفسیر اقسام خاکشناسی است. تمام عولمل طبیعی از نظیر تپه ، رودخانه و ... از هر کدام جداگانه نمونه برداری می کنیم.

یکی از وسایل نمونه برداری اگر ( Auger ) ، دارای 3 گروه می باشد هر فاصله ی هر گره از یکدیگر 30 سانتی متر می باشد.

اگر آمانی ساده و اگر استوانه ای یا مخروطی است.

برای درختان از عمق 30 و 60 سانتی متری نمونه برداری می کنیم ولی برای گیاهان زراعی از عمق 20 تا 30 نمونه برداری بر میداریم.

روش های نمونه برداری :

1) مورب

2) زیگزاگی : با فواصل یکسان نمونه برداری می کنیم.

3) شطرنجی : با فواصل یکسان نمونه برداری میکنیم




گزارش کار خاکشناسی - اندازه گیری وزن مخصوص حقیقی به روش پیکنومتری

موضوع آزمایش  : اندازه گیری وزن مخصوص حقیقی به روش پیکنومتری

وسایل مورد نیاز : خاک نرم و خشک شده در آون یا خاک نرم – آب مقطر – ترازو – دسی کاتور – پیکنومتر (بالن ژوژه  در دار )

 

روش کار :

ابتدا پیکنو متر را پر از آب نموده و وزن می کنیم( P1) سپس 10 گرم از خاک نرم خشک شده در آون 105 درجه را وزن می کنیم  (P2) سپس مقداری از آب پیکنو متر را خالی کرده و 10 گرم خاک خشک را در داخل پیکنو متر می ریزیم.

پیکنومتر را چندین مرتبه به آرامی تکان داده سپس پیکنومتر را در داخل دسی کاتور قرار می دهیم و پمپ خلا را روشن می کنیم پس از خروج کامل حباب های هوا از داخل پیکنومتر آنها را از داخل دسی کاتور خارج نموده و مجددا تا خط نشانه با آب مقطر پر می کنیم مجددا پیکنومتر را وزن کرده و P3 می نامیم.

 

محاسبات :




تعیین جنسیت مگس سرکه

موضوع آزمایش : تعیین جنسیت مگس سرکه

مقدمه :

در این آزمایش از مگس سرکه, Fruit Fly  و یا Drosphila Melangaster  استفاده نمودیم . علت استفاده نیز به دلیل مختلفی به شرح زیر می باشد :

1) نگهداری و پرورش مگس سرکه در شرایط آزمایشگاهی آسان بوده و هزینه ی زیادی ندارد.

2) دوره ی تکامل لاروی مگس سرکه کوتاه مدت است و در مدت 11 روز نسل جدیدی را بوجود می آورد

3) مگس های ماده در طی دوره ی زندگی خود به دفعات متعدد تخم ریزی می نماید و تعداد تخم ها در هر دوره تخم ریزی نسبتآ زیاد است.

4) با در نظر گرفتن تعداد کروموزوم ها مطالعات ).



 

ترازو

ترازو ، وسیله ای برای سنجش وزن و نیز تعیین مشخصات اجسام در مواردی که به گونه ای به وزن آنها مرتبط می شود، مانند تعیین وزن مخصوص و تعیین ترکیب وزنی همبسته (آلیاژ)های فلزی . واژة ترازو در فارسی میانه (پهلوی ) به صورت g ¦ zu ¦ tara (مکنزی ، ذیل واژه ) آمده که بازماندة -az- ¦ tara * ایرانی باستان (ریشة az به معنای انتقال دادن ) است (نیبرگ ، ذیل واژه ). رایجترین معادل آن در عربی «میزان » است که عموماً برای نامیدن ترازوهای معمولی به کار می رود، اما نامهای مختلفی برای انواع ترازوها وجود دارد، از جمله قِسطاس ، شاهین (نه در معنای عقربة ترازو)، تَریس ، مِحمَل (ترازوهای ویژة وزن کردن طلا)، حَبّابَه ، قَبّان / قپان * و قَرَسطون * ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ج 7، ص 195).

ترازو یکی از قدیمترین ابزارهاست و قدمت ساخت آن ، با استناد به تصاویر بعضی انواع آن در مقبره های فراعنة مصر، به حدود پنج هزار سال پیش از میلاد می رسد ( بریتانیکا ؛ ذیل "balance" ). همچنین در عهد عتیق (مثلاً سفر پیدایش ، 23:16؛ سفر لاویان ، 19:36) اشاره هایی به ترازو وجود دارد. در قرآن نیز به «میزان » (مثلاً الرّحمن : 7ـ9) هم به معنای ابزار سنجشِ وزن و هم به مفهوم وسیلة برپا داشتن عدل اشاره شده است . در دورة اسلامی ، ترازو علاوه بر وزن کردن اجسام ، کاربردهای دیگری نیز داشته است ، از جمله در اندازه گیری زمان و تنظیم خودکار دستگاههای مکانیکی ( رجوع کنید به ادامة مقاله ؛ ساعت * ). در مفاهیم انتزاعیتر در ریاضیات ، از ترازو برای به دست آوردن نسبتهای مستقیم و معکوس استفاده می شده است (خازنی ، ص 141ـ 145). ابوریحان بیرونی نیز (ص 25، 48ـ 49) از ترازو برای نشان دادن نسبتهای معکوس و برای توضیح مفاهیمی در جبر و مقابله (در حل معادلات درجه اول ) استفاده کرده است . ساخت ترازو و کار با آن در عالم اسلام در حوزة علم الاوزان و الموازین (یکی از فروع ریاضیات ) بررسی می شد (قطب الدین شیرازی ، بخش 1، ص 154ـ 155؛ طاشکوپری زاده ، ج 1، ص 352). گاهی کیمیاگری را نیز علم المیزان ، به معنای علم مقیاسها یا علم اندازه گیریهای دقیق ، می نامیده اند، زیرا در تهیة انواع اکسیرها، انتخاب نسبت درست از اجزای تشکیل دهندة آن موضوع بسیار مهمی بود ( د. اسلام ، ج 7، ص 198).

ساده ترین ترازوها از یک شاهین و دو پله (کفه ) تشکیل می شود. جسم را برای وزن کردن در یک پله و وزنه ها را در پلة دیگر قرار می دهند تا شاهین به حالت تعادل درآید و وزن جسم معلوم گردد. اساس کار این ترازوها بر قوانین اهرم است و دانشمندان عالَم اسلام ، آرای مختلفی در بارة به کارگیری آن داشته اند، از جمله الیاس نصیبینی (زنده در قرن چهارم ) در رسالة خود در بارة ترازوها، ویژگیهای مطلوب ترازو را برشمرده است (دوما، ج 2، ص 448). به مرور زمان انواع ترازو، بر اساس نوع کاربرد آنها ساخته شد، برخی از آنها عبارت اند از: قَپان ، ترازوی آبی ، و ترازوهای ترکیبی از جمله ترازوی حکمت . این ترازوها بسیار پیچیده تر از انواع معمولی و سادة ترازوها بودند و پله های بیشتری داشتند که تعدادشان در پیشرفته ترین آنها به پنج پله می رسید ( رجوع کنید به ادامة مقاله ). وزن کردن اجسام در ترازوهای معمولی با معلق ماندن پله ها در هوا صورت می گرفت ، اما در ترازوی آبی ، جسم موردنظر در آب غوطه ور می شد و بر اساس «اصل ارشمیدس »، وزن مخصوص آن به دست می آمد. در ترازوهای ترکیبی ، وزن کردن هم در آب هم در هوا انجام پذیر بود. قپان نیز، برخلاف ترازوهای دیگر، فقط یک پله داشت ( رجوع کنید به قپان * ).

در کشورهای اسلامی ترازوهای گوناگونی ساخته می شد. به گفتة مقدسی ، جغرافیدان سدة چهارم (ص 141)، صحت ترازوهای ساخته شده در حرّان زبانزد بود.

گذشته از ساخت انواع ترازوها و قپانها، بحثهای نظری گوناگونی در بارة ساخت و کار ترازوها و قپانها به وجود آمد و دانشمندان در بارة ساخت انواع ترازوها و قپانها رساله هایی نوشتند. مهمترین بحث در این رسایل ، توجه به مفهوم «اجسام مختلط » و سعی در به دست آوردن مقادیر مختلف فلزهای یک همبسته است و اساس کار نیز اصل تعادل مایعاتِ ارشمیدس است ( د. اسلام ، ج 7، ص 196). علاوه بر کتاب الیاس نصیبینی (دوما، همانجا)، دیگر کتابهایی که در بارة انواع سادة ترازوها و قپانها نوشته شده ، عبارت اند از: کتاب ثابت بن قرة فی القرسطون در بارة قپانها (آلوارت ، ج 5، ص 355) و رسالة مراکز الاثقال و صنعة القفان ــ که ارشاد ذوی العرفان الی صناعة القفان نیز نامیده شده است ــ از ابوحاتم مظفربن اسماعیل اسفزاری * (عمر، ص 42). مهمترین کتابهای باقی مانده در عالم اسلام در بارة ترازوها، آثاری است در بارة ساخت و کار انواع ترازوهایی که برای وزن کردن اجسام مرکّب (اجسام مختلط ) و تعیین مقدار اجزای تشکیل دهندة آنها (عیارسنجی ) به کار می رفته اند. قدیمترین مأخذ دانشمندان مسلمان در این باره ، آرای دو ریاضیدان و دانشمند یونانی ، ارشمیدس * و منلائوس (مانالائوس )، است . از ارشمیدس رسالة مختصری در بارة سنگینی و سبکی اجسام به نام فی الثقل و الخفة باقی مانده است (پرچ ، ج 2، ص 367). خازنی نیز در میزان الحکمة (ص 78ـ79) نقل قولهای ارشمیدس از منلائوس را ترجمه کرده است . منلائوس خود نیز کتابی در این باره تألیف کرد که متن عربی آن با عنوان کتاب میلاوس الی طرطاس الملک فی الخیلة ( التی تعرف بها مقدار کل واحد من عدة اجسام مختلطة ) موجود است (درنبورگ ، ج 2، قسم 3، ص 96). این رساله با عنوان کتاب معرفة کمّیّة تمییز الاجرام المختلطة (قفطی ، ص 321) نیز معرفی شده است . از بین رسایلی که دانشمندان مسلمان در این باره تألیف کرده اند، رسالة کوچکی به نام فی استخراج کمّیّة الاجرام المختلطة از شخصی به نام ابومنصور نیریزی (پرچ ، ج 2، ص 366) باقی مانده است . احتمالاً این شخص ، همان فضل بن حاتم نیریزی * است (سزگین ، ج 5، ص 285). از خیام رساله ای به نام فی الاحتیال لمعرفة مقدارَیِ الذَّهبِ و الفضةِ فی جسمٍ مرکّبٍ منهما ، در بارة به دست آوردن مقدار طلا و نقره در جسم مرکّبی که از این دو فلز تشکیل شده ، باقی مانده است (پرچ ، همانجا؛ نیز رجوع کنید به ادامة مقاله ). از ابوریحان بیرونی نیز دو رساله به جا مانده است : میزان الحکمة (بهادر، حصة 1، ص 657) به فارسی ، و مقالة فی النسب التی بین الفلزات و الجواهر فی الحجم (قربانی ، ص 36) به عربی . رسالة دوم در بارة وزن کردن فلزات و سنگها و ساختن ترازوهای مختلف برای این کار است . ابوسهل کوهی و ابن هیثم * نیز در این باره رساله نوشته اند. نام رسالة ابن هیثم فی مراکز الاثقال است (ابن ابی اصیبعه ، ص 559). اصل این دو رساله باقی نمانده ، اما خازنی خلاصه ای از رسالة ابن هیثم را آورده است ( رجوع کنید به ص 16ـ20). سموأِل بن یحیی مغربی * نیز ابزاری به شکل منبر در اندازه گیری وزن اجزای جسم مختلط ساخته بوده (قفطی ، ص 209) که باقی نمانده است . در بین رساله های گوناگون ، رسالة فی الاحتیال خیام ، بیش از همه مورد توجه واقع شده و تحقیقات و بررسیهای فراوانی در بارة آن صورت گرفته است (برای آگاهی از این بررسیها رجوع کنید به خیام ، یادداشت رضازادة ملک ، ص 288ـ290). ویدمان (ج 1، ص 240ـ257) نیز سه رسالة ارشمیدس و نیریزی و خیام را بررسی ، و روشهای آنان را برای وزن کردن اجسام مختلط با یکدیگر مقایسه کرده است .

از میان کتابهایی که دانشمندان اسلامی در بارة کار با ترازوها پدید آوردند، ظاهراً میزان الحکمة خازنی از همه مهمتر است . خازنی در این کتاب علاوه بر شرح چگونگی ساخت و روش کار با ترازوی ابداعی خود ( رجوع کنید به ادامة مقاله )، به نقل و بررسی آرای دانشمندان دیگر و ذکر دقیق نوشته های آنان در بارة ترازوها پرداخته است . تنها از طریق کتاب خازنی (ص 7) معلوم می شود که افرادی چون سندبن علی ، یوحنابن یوسف القس و احمدبن فضل مساح بخاری هر یک ترازویی ساخته بوده اند. همچنین خازنی (ص 83 ـ86) از رسالة فی المیزان الطبیعی و العمل به ، نوشتة محمدبن زکریا رازی در بارة وزن کردن اجسام ، یاد کرده و روش او را در این زمینه شرح داده و از ترازوی اختراعی رازی به نام میزان طبیعی تصویری آورده است . خازنی (ص 8) همچنین از آرای ابن سینا در این باره یاد کرده است . میزان الحکمة تنها منبعی است که در آن این آثار محفوظ مانده است ، از جمله فقط به کمک نوشته های خازنی در باب پنجم میزان الحکمة (ص 87 ـ92) می توان رسالة فی الاحتیال خیام را تکمیل نمود. همچنین با مقایسة رسالة فی الثقل و الخفة ارشمیدس که خازنی در میزان الحکمة (ص 20ـ21) آن را بازنویسی کرده و متن خود رساله که زوتنبرگ آن را در Journal Asiatique (ج 13، ژانویه ـ فوریة 1879، ص 510 ـ512) به چاپ رسانده است ، می توان به دقت نظر و امانتداری خازنی پی برد.

نظریات دانشمندان گوناگون در بارة ترازو و آرایی که خازنی در میزان الحکمة نقل کرده است ، عموماً در بارة ساخت انواع ترازوهایی است که نه برای وزن کردن اجسام ، بلکه برای به دست آوردن عیار اجسام مرکّب به کار می رفته اند. خازنی (ص 78) ساخت ترازویی به نام ترازوی مطلق را به ارشمیدس نسبت داده است . این ترازو دو پله و یک بازوی مدرّج (ناره ) داشته و از آن برای اندازه گیری مقدار هر فلز در یک همبستة دو فلزی (مثلاً طلا و نقره ) استفاده می کرده اند. برای این کار ابتدا مقداری طلا و نقرة هم وزن انتخاب و هریک در پله ای نهاده می شد، سپس هر دو پله را در آب فرو می بردند. به علت سنگینتر بودن وزن حجمی طلا، پلة حامل طلا بیشتر در آب فرو می رفت . با جابجایی شاخص متحرکِ نصب شده روی بازوی مدرّج ، بر روی بازو، ترازو متعادل می شد و بازو مجدداً به حالت افقی باز می گشت . در محل جدید استقرار ناره بر روی بازو علامتی گذاشته می شد. آنگاه مقداری از همبستة مورد آزمایش را که در هوا هم وزن نقرة داخل پله بود، بر می داشتند و در پلة دیگر به جای طلا قرار می دادند و پله ها را دوباره در آب فرو می بردند. پلة حامل همبستة طلا و نقره در آب سنگینتر می شد و با جابجایی ناره ترازو به حالت تعادل در می آمد و بازو به حالت افقی باز می گشت . در این حالت ، ناره در جایی بین علامت اول و وسط بازو قرار می گرفت و نسبت اعداد متناظر با علامتهای اول و دوم ، نسبت وزن طلا و نقرة موجود در همبسته را نشان می داد.

ترازویی که خازنی (ص 79ـ83) ساختِ آن را به منلائوس نسبت داده و از آن با نام ترازوی مطلق هوایی یاد کرده ، دو پله داشته است . خازنی (همانجا) چگونگی تعیین مقدار فلزات را در یک همبستة دو فلزی ، به وسیلة این ترازو در هوا، در آب و یا وقتی پله ای در هوا و دیگری در آب فرورفته باشد، شرح داده است . آنچه خازنی (ص 83 ـ86) به نقل از محمدبن زکریا رازی برای به دست آوردن مقدار هر فلز در یک همبستة دو فلزی آورده است ، در روش ، تفاوت کوچکی با ترازوهایی که پیش از رازی برای این کار ساخته شده بود، دارد. در ترازوی رازی ، پله ها در آب فرونمی رفت ، بلکه پر از آب می شد تا به نسبتِ حجمِ آب بیرون ریخته شده از پله ، نسبت فلز به کار رفته در همبسته به دست آید.

بین دانشمندان مسلمان ، ابوریحان بیرونی بیشترین فعالیت را برای اندازه گیری وزنها و بویژه به دست آوردن وزن مخصوص اجسام انجام داد ( د. اسلام ، ج 7، ص 199). او با وسیله ای به نام «آلت مخروطی »که برای این کار ابداع کرد(خازنی ،ص 58)،برای نخستین بار در عالم اسلام وزن مخصوص هجده فلز و کانی را به دست آورد (برای روش بیرونی و مقدار وزن مخصوص برخی از این اجسام رجوع کنید به بیرونی * ، کانی شناسی و برای آگاهی از طرز کار آلت مخروطی رجوع کنید به بوئریس ، ص 41). آلت مخروطی را می توان قدیمترین چگالی سنج عالم اسلام به شمار آورد (مییلی ، ص 220ـ221).

خیام نیز برای وزن کردن اجسام و یافتن همبسته های گوناگون ، از ترازویی دوپله به نام «ترازوی آبی مطلق » که خود ساخته بود، استفاده می کرد (خازنی ، ص 87ـ90). برای مدرّج کردن این ترازو، ابتدا مقداری طلای خالص در یک پله می نهادند و وزن آن را در هوا محاسبه می کردند. سپس پلة حاوی طلا را در آب فرو می بردند و با گذاشتن وزنه در پلة دیگر، وزن طلا را در آب تعیین می کردند و به این ترتیب ، نسبت وزن آبی و هوایی طلا به دست می آمد. همین کار با مقداری نقره تکرار می شد و نسبت وزن آبی و هوایی نقره به دست می آمد. این دو نسبت ، بر بازوی ترازو حک و فاصلة بین این دو بر روی بازو درجه بندی می شد. حال اگر همبسته ای از طلا و نقره به همین ترتیب در هوا و آب وزن می شد و نسبت وزن هوایی و آبی آن به دست می آمد، از روی درجات روی بازو، درصد طلا و نقرة آن تعیین می گردید. خیام همچنین ترازوی بزرگ و دقیقی شبیه قپان به نام «قسطاس المستقیم » ساخت که می توانست از یک حبه تا یک هزار دینار یا یک هزار درهم را وزن کند (برای جزئیات این ترازو رجوع کنید به خازنی ، ص 151ـ 153؛ برای بررسی برهان هندسی مورد استفادة خیام در به دست آوردن عیار همبسته ها رجوع کنید به فقیه عبداللهی ، ص 17ـ24).

اوج پیشرفت در ساخت ترازوها در عالم اسلام ، ساخت ترازوی حکمت (میزان الحکمه ) بود که بیش از دو پله داشت و نخستین بار ابوحاتم مظفربن اسماعیل اسفزاری به ساخت این نوع ترازو اقدام نمود ( د. اسلام ، ج 7، ص 196). در بارة مرگ اسفزاری گفته اند که چون نمونة ترازوی چند پلة او را خزانه دار خیانتکارِ سلطان سنجر سلجوقی (حک : 511 ـ552) از بین برد، وی درگذشت (بیهقی ، ص 119ـ120؛ شهرزوری ، ج 2، ص 54). پس از اسفزاری ، خازنی به ساخت و تکمیل ترازوی حکمت اقدام نمود. سه مقاله از هشت مقالة کتاب میزان الحکمة (ص 92ـ153) به شرح تفصیلی طرح و ساخت و کاربرد این ترازو اختصاص دارد. خازنی چنانکه خود در عنوان باب اول از مقالة پنجم میزان الحکمة (ص 93) اشاره کرده ، به شرح اسفزاری در مورد اجزای ترازوی حکمت دسترسی داشته است ولی ظاهراً جزئیات طرح و درجه بندیهای بازو و روشهای ساخت آن برای وی مشخص نبوده و فقط شکل ترازو را در دسترس داشته است (خازنی ، ص 8).

میزان الحکمه بازویی افقی به طول حدود دو متر با مقطعی مستطیل به ابعاد حدود پنج و ده سانتیمتر داشت که از آهن یا برنج ساخته می شد. وسط بازو برای استحکام بیشتر ضخیمتر بود. تیرچه ای عرضی (العارضة ) از جنس بازو به طول حدود هفتادوپنج سانتیمتر عمود بر طول بازو و به صورت افقی بر آن نصب می شد. زبانة ترازو نیز از جنس بازو و به طول حدود پنجاه سانتیمتر بود که به صورت قائم به وسط بازو متصل بود. حول زبانه ، قابی (الفیارین ) از همان جنس زبانه قرار داشت که از سه طرف زبانه را احاطه می کرد. قسمت پایین آن از طرفین به صورت افقی به موازات تیرچه و بر بالای آن قرار می گرفت و قاب با چند قلاب (المعالیق ) به جایی آویزان می شد. در قسمت پایین قاب و مقابل آن نیز بر روی تیرچه سوراخهای ریزی وجود داشت که نخهایی ابریشمی از آنها می گذشت و در دو طرف گره می خورد و بازو به همراه تیرچه و زبانه و پله ها به وسیلة همین نخها از قاب آویزان بود. ترازو پنج پله داشت که به بازو آویزان می شد و هر کدام نامی داشت ، بدین قرار: پلة هوایی اول (الطرفیة الهوائیة الاولی )، پلة هوایی دوم (الطرفیة الهوائیة الثانیة )، پلة آبی یا پلة حاکم (کفة الماءِ الثالثه ) که به زیر پلة هوایی دوم متصل می شد، پلة مُجَنَّحة و پلة مُنْقَلَة . دو پلة آخر متحرک بود و روی بازو جابجا می شد. ظرف آبی نیز زیر پلة آبی قرار می گرفت . آویزه ای به نام رُمّانة برای افزودن وزنه به نیمة سبک بازو و ایجاد تعادل به بازو آویزان می شد که بر روی آن حرکت می کرد. سطح بالایی بازو مدرّج بود و پس از آنکه ترازو به حالت تعادل درمی آمد، اندازه گیریها مستقیماً از روی این درجه بندیها خوانده می شد (خازنی ، ص 93ـ104، 11). مجموعة بازو و زبانه در موقع ساخت متعادل می شد. هریک از پله ها را به حسب نیاز به بازو می آویختند و قبل از شروع به وزن کردن اجسام ، ترازو را با آویختن رمّانه در طرف سبکتر آن یا با افزودن وزنه هایی در پلة طرف سبکتر، متعادل می کردند، که این کار «تعدیل ترازو» نام داشت (همان ، ص 110؛ رجوع کنید به تصویر).

خازنی در ادامه (ص 110ـ111) به توضیح پنج روش مختلف برای وزن کردن اشیا با ترازوی حکمت ، پس از تعدیل ترازو پرداخته است . در روش اول ــ که روش همة ترازوها بود ــ برای سنجش وزن جسم از پله های هوایی سمت راست و چپ استفاده می شد. در روش دوم ، بعد از تعیین وزن جسم در هوا، وزن آن در آب با استفاده از پلة هوایی سمت راست و پلة آبی سمت چپ به دست می آمد. در روش سوم ، با استفاده از مُنقلة واقع در سمت راست و پلة آبی ، وزن هوایی جسم در حالی که در آب فرو رفته بود، به دست می آمد. روش چهارم برای تشخیص دو فلز تشکیل دهندة یک همبسته و با استفاده از دو پلة متحرک و یک پلة آبی ، و پس از به دست آوردن وزن هوایی جسم ، به کار می رفت . روش پنجم نیز روش ترازوی صَرف ــ که در صرافی به کار می رفت ــ نام داشت و وزن کردن با آن به دو صورت انجام می شد: 1) با استفاده از پلة هوایی سمت راست و پلة منقلة آویزان از سمت چپ بازو که به آن «ترکیب صرف » گفته می شد. 2) با استفاده از پلة هوایی سمت راست در حالی که هر دو پلة متحرک به سمت چپ بازو آویزان بود، که به آن «ترکیب قفایی » گفته می شد. در این دو صورت از پلة هوایی سمت چپ و رمّانه برای متعادل ساختن ترازو استفاده می کردند (همان ، ص 111). خازنی روشهای وزن کردن اجسام و محاسبة وزن هوایی و آبی آنها را با این ترازو بتفصیل شرح داده است ( رجوع کنید به همان ، ص 110ـ 115).

به نوشتة خازنی (ص 126)، ترازوی حکمت علاوه بر وزن کردن معمولی اجسام ، برای تشخیص در صد خلوص فلزات و گوهرها و تشخیص عیوبی نظیر وجود حفره های هوا در آنها، تعیین همبستة فلزها، تعیین نوع فلزها و گوهرهای ناشناخته ، و تعیین وزن مخصوص اجسام پس از اندازه گیری وزنهای هوایی و آبی و وزن آبِ هم حجم جسم به کار می رفت . خازنی همچنین هفت مورد از کاربردهای ترازوی حکمت و تفاوت آن را با ترازوهای دیگر بر شمرده از جمله اینکه ضمن وزن کردن فلزها و گوهرها با ترازوی حکمت ، جنس این مواد نیز تعیین می شده ، در حالی که این کار با ترازوهای دیگر عملی نبوده است (ترجمة فارسی ، ص 12ـ13).

ترازوی حکمت ، «جامع » (المیزان الجامع ) نیز نامیده می شد (خازنی ، ص 92) و این نامگذاری به سبب جامعیت آن در انجام دادن کارهایی بود که به گونه ای به وزن کردن اجسام مربوط می شد. پس از آنکه خازنی اینگونه ترازوها را ساخت ، در عالم اسلام ترازوی دیگری که از لحاظ دقت علمی و جامعیت کاربرد با آنها مقایسه شدنی باشد، ساخته نشد. ترازوهای بعدی عموماً ترازوهایی ساده یا قپانهایی بودند که بازرگانان و دیگران از آنها استفاده می کردند. علم اوزان نیز پیشرفت نکرد و منحصر به ارائة دستورهای ساخت ترازوهای ساده شد ( زندگینامة علمی دانشوران ، ج 7، ص 337).

ترازوی حکمت از دقت و جامعیتی بسیار زیاد و به تعبیری «خارق العاده » برخوردار بود ( > دایرة المعارف تاریخ علوم عربی < ، ج 2، ص 637) و این دقت به عوامل متعددی بستگی داشت . به نوشتة خازنی (ص 4ـ5) اگر سازندة ترازو چیره دست و ماهر باشد، ترازو با دقت محاسبة یک حبه ( 68 1 مثقال ) در مجموعِ هزار مثقال عمل خواهد کرد. بر این اساس ، ترازوی حکمت از دقتی برابر با 75 سانتیگرم در 5ر4 کیلوگرم ، یا به عبارت دیگر، دقت یک به شصت هزار برخوردار بود ( د. اسلام ، ج 7، ص 198). مقایسه بین نمونه هایی از وزن مخصوص چند مادّه که خازنی به آنها دست یافت ، با مقادیری که بعد از وی و بویژه بر اثر پژوهش دانشمندان اروپایی به دست آمد، دقت ترازوی حکمت و وسواس علمی به کاربَرَندگان آن را نشان می دهد. مییلی (ص 222) جدولی برای مقایسة تعدادی از این اوزان تنظیم کرده است . این دقت ترازوی حکمت ، بویژه نتیجة طراحی و ساخت دقیق آن بوده است ، از جمله طول بلند اجزای آن بویژه بازو، ترازو را در برابر حرکتها و انحرافات کوچک نیز حساس می کرد. اگر به سبب وزن سنگین مجموعة بازو و زبانه ، قرار می شد که این بخش از ترازو به وسیلة یاتاقان و پایه ثابت شود، اصطکاک بسیاری به وجودمی آمد که از دقت ترازو می کاست . برای جلوگیری از این اصطکاک ، این مجموعه با رشته نخهای ابریشمی به قاب ترازو آویخته ، و خود قاب نیز به جایی آویزان می شد و به این ترتیب ، اصطکاک تقریباً از بین می رفت . این تعلیق مضاعف ، ترازو را در برابر نوسانات بسیار کوچک نیز حساس می کرد. دقت فراوانی می شد که مرکز تعلیق مجموعة بازو و زبانه بر مرکز ثقل آن منطبق باشد و این عمل نیز تأثیر بسیاری بر دقت ترازو داشت . خازنی در چند جای مختلف از میزان الحکمة (مثلاً ص 105ـ106) به نکاتی اشاره کرده است که رعایت آنها در ساخت ترازو موجب دقیق شدن ترازو می گردد. همچنین هنگام بحث در بارة ثقل اجسام ، به طور مفصّل به بررسی انطباق مرکز ثقل و مرکز تعلیق اجسام پرداخته و حالتهای مختلف انحراف این دو را نسبت به یکدیگر و تأثیر آن را در تعادل ترازو شرح داده و چگونگی آزمایش تعادل ایستاییِ مجموعة بازو و زبانه را نیز توضیح داده است (همان ، ص 96ـ100).

دقت در چگونگی کار با ترازو نیز تأثیر بسزایی در دقت عمل وزن کردن اجسام داشته و توضیحاتی که خازنی در بخشهای مختلف (مثلاً ص 92، 113) در بارة کار با ترازوی حکمت داده ، نشان دهندة این امر است . او به تأثیر ترکیبهای مختلف محلول در آب و نیز تأثیر درجة حرارت بر وزن مخصوص آب و درنتیجه به تأثیر آن در به دست آوردن وزن مخصوص اجسام توجه داشته است . به همین علت بارها (همانجاها) تأکید کرده است که برای وزن کردن اجسام باید از آب یک منبع خاص استفاده کرد و شرایط هوایی معتدل به دور از سرما و گرمای شدید را هنگام وزن کردن اجسام در نظر داشت .

نکتة دیگری که خازنی برای درستی وزن کردن اجسام با ترازوی حکمت بر آن تأکید کرده (ص 111، 116ـ117)، دقت در این است که در جسم ، حفره ای که آب به آن نرسد، وجود نداشته باشد، وگرنه وزن آبی آن درست محاسبه نخواهد شد. وزن کننده باید دقت کند که وقتی جسمی را در آب فرو می برد، آب به همة اجزای آن برسد (همانجاها). برای حصول اطمینان از یکنواخت بودن مواد مورد آزمایش ، فلزات چکش کاری می شدند و سنگهای قیمتی را در آتش می نهادند تا حفره های داخلی آنها نمایان شوند آنگاه با ایجاد سوراخ راهی به حفره ایجاد می شد تا هوا و خاک از آن خارج شود و موقع وزن کردن ، آبْ حفره ها را نیز پُرکند(همان ،ترجمة فارسی ،ص 69). فلزات را قبل از وزن کردن ، تخلیص و از کیفیت آنها اطمینان حاصل می نمودند. تخلیص بعضی از مواد مانند آهن با روشهای پیچیدة ریخته گری میسر بود که خازنی (ص 56 ـ57) شرح آن را به نقل از ابوریحان بیرونی آورده است .

اگر چه ترازوها بیشتر برای وزن کردن اجسام به کار می رفتند، کاربردهای دیگری نیز داشتند، از جمله نوعی ترازو برای اندازه گیری زمان طراحی و ساخته شده بود که میزان الساعات نامیده می شد ( رجوع کنید به ساعت*). دسته ای از ترازوها نیز برای تنظیم خودکار دستگاههای مکانیکی (اسباب الحیل )، از جمله ظرفهایی که براساس خواص سیالات عمل می کردند، طراحی و ساخته می شدند. از جملة این ظروف ، می توان از انواع ساعتهای آبی ، ظروف شربت خوری و تشتهای خون گیری نام برد که در آثار جزری (ص 327ـ331) و بنوموسی (ص 163ـ169) به آنها اشاره شده است .

در ساخت و استفاده از ترازوها، تقلبهایی نیز می شد. بازوی یکی از انواع ترازوهای تقلبی یک نی توخالی بود که داخل آن مقداری جیوه می ریختند. با اندکی کج کردن بازو، جیوه به حرکت در می آمد و در طرف وزنه ها یا مواد داخل پله قرار می گرفت و به این ترتیب یکی از پله ها به دلخواه ، سنگینتر از مقدار واقعی اش نشان داده می شد. در ترازوی تقلبی دیگری که زبانه ای آهنی داشت ، وزن کننده با استفاده از آهنربا به دلخواه زبانة راست یا چپ را پایین می برد ( د. اسلام ، ج 7، ص 198). وجود آیات گوناگون در قرآن که امر به وزن کردن با ترازوی درست یا «قسطاس مستقیم » (اسراء: 35؛ شعراء: 182) یا رعایت عدالت در پیمانه و میزان (انعام : 152؛ اعراف : 85؛ هود: 84 ـ 85) می کند، دلیل بر وجود تقلب در وزن کردن و ترازو در آن روزگار است .


 

 

حقوق اين پایگاه اطلاع رسانی متعلق به بنياد دايرة المعارف اسلامي مي باشد. استفاده از تمام يا قسمتي از آن، فقط با ذکر منبع مجاز است.

 

آزمایشگاه

آزمایشگاه

عنوان تحقیق: 

1 - طرق اندازه گیری مقاومت الکتریکی و اندازه گیری مجموعه مقاومتها به صورت سری و موازی (بدست آوردن مقاومت الکتریکی با استفاده از اهم متر ،پل وتستون وقانون اهم.)

2 - تحقیق در باره رابطه و بررسی تغییرات  مقاومت.

3 – قوانین اهم و کیروشهف  در مدارهای الکتریکی و اندازه گیری مقاومت در دستگاههای اندازه گیری.

4 – بررسی پیل های مشهور وانباره و رسم منحنی های شارژ و دشارژ و اندازه گیری نیروی محرکه پیلها.

5- مطالعه خازنها و رسم منحنی های شارژ و دشارژ و اندازه گیری ظرفیت خازن ها و بررسی قوانین سری و موازی .

6 – مشاهده خطوط میدان مغناطیسی طبیعی والکتریکی  و بررسی و اندازه گیری نیروی محرکه القایی .

7 – مشاهده منحنی پسماند hyster sis مغناطیس آهن .

8 – مطالعه قوانین مربوط به ترانسفورماتور ها

9 – بررسی مدارهای R-R    و R-C  ، اندازه گیری ولتاژهای ورودی و خروجی واختلاف فاز بین آنها،بررسی اثر خازنها در مدارها با فرکانس کم وزیاد.

10 - بررسی مدارهای R-L    و L-C  ، اندازه گیری ولتاژهای ورودی و خروجی و اندازه گیری مقاومت ظاهری و  اختلاف فاز .

11 – دستگاههای تولید کننده امواج الکترو مغناطیسی .

12 – بررسی ژنراتور ها و الکترو موتور ها و اندازه گیری مربوطه.

13 – بررسی کنتور جریان متناوب تک فاز و سه فاز و اندازه گیری های مربوطه .

14 – اندازه گیری توان در جریانهای سه فاز با دو اتصال ستاره و مثلت .

 

توجه :

1-     دانشجویانی که مایل به انتخاب موضوعات دیگر هستند، می توانند یکی از مباحث سرفصل درس فیزیک را انتخاب کنند.

2-   دانشجویان عزیز می توانند تحقیق های خود را از طریق ایمیل به moslem_messi1919@ yahoo.com  ارسال کنند.

5

7-    دانشجویان عزیز می توانند نظرات وپیشنهادات خود را از طریق سایت ارسال کنند.(در قسمت نظرات وبلاگ)

   




آزمایشگاه فیزیک عمومی

 

متوالی بستن مقاومت ها

 آزمایش شماره 5  ( متوالی بستن مقاومت ها )

هدف آزمایش :

هدف از این آزمایش ، اثبات این موضوع است که در جریان ثابت ، اختلاف پتانسیل مجموع چند مقاومت که بصورت متوالی با هم بسته شده اند ، برابر است با مجموع اختلاف پتانسیل دو سر هر کدام از مقاومت ها در همان جریان .

لوازم مورد نیاز : دو عدد مقاومت ، سیم های رابط، مولد،ولت متر

شرح کار :  در مقاومت های متوالی که یک سر مقاومت ، بدون واسطه و تنها توسط سیم به مقاومت دیگر وصل میشود ، جریان یکسانی از تمام مقاومت عبور میکند و اختلاف پتانسیل دو سر مجموعه مقاومت های متوالی برابر با مجموع تک تک اختلاف پتانسیل های دو سر هر کدام از مقاومت ها است . طبق قانون اهم داریم :

V = R*I

V = V1 + V2 + … + Vn

I*RT = I*R1 + I*R2 + … + I*Rn

 

پس از فاکتور گرفتن از I و حذف آن از دو طرف معادله ، داریم :

RT = R1 + R2 + … + Rn

که RT همان مقاومت معادل است .

در یک جریان ثابت (مثلا 0.05A) ، مجموع اختلاف پتانسیل های دو سر مقاومت ها ، برابر است با اختلاف پتانسیل دو سر مجموع مقاومت ها ، که بصورت سری (متوالی) بسته شده اند .برای انجام آزمایش ، ابتدا دو مقاومت را بصورت متوالی به یکدیگر میبندیم و آنها را با جریان ثابت به مولد متصل میکنیم و اختلاف پتانسیل دو سر آنها را توسط ولت متر اندازه می گیریم . سپس مقاومت ها را از یکدیگر جدا کرده ، با همان جریان ثابت ، اختلاف پتانسیل تک تک آنها را بدست می آوریم . که در نتیجه ، اختلاف پتانسیل دو سر مقاومت های متوالی باید برابر مجموع اختلاف پتانسیل های تک تک مقاومت ها باشد .

خروجی آزمایش :

 

RT = R1 + R2                         سری

 

I = 0.05A                      V = 10 v

 

 

I = 0.05Aثابت

R1:    V1 = 3.6 v

R2:    V2 = 5.3 v

 

 V = V1 + V2 = 9.2 v 10 v

 

دیده میشود که قانون اهم در اینجا با تقریب 0.8 v درست میباشد . این تقریب ، به خاطر خطای اندازه گیری میباشد که ممکن است توسط انسان یا وسایل غیر ایده آل صورت گیرد .

در زیر ، شمای دو مقاومت که بصورت متوالی بسته شده است ، نشان داده شده است

 

آزمایش شماره 6 ( موازی بستن مقاومت ها )

هدف آزمایش :

هدف از این آزمایش ، اثبات این موضوع است که در اختلاف پتانسیل ثابت ، شدت جریان عبوری از مجموع چند مقاومت که بصورت موازی با هم بسته شده اند ، برابر است با مجموع شدت جریانهای عبوری از هر کدام از مقاومت ها در همان ولتاژ .

موارد مصرفی :

دو عدد مقاومت ،سیم های رابط، مولد، آمپر متر

 

شرح کار :

در مقاومت های موازی که دو سر مقاومت ها ، بدون واسطه و تنها توسط سیم به دو سر مقاومت دیگر وصل میشود ، اختلاف پتانسیل یکسانی در دو طرف هر یک از مقاومت ها وجود دارد و شدت جریان عبوری از دو سر مجموعه مقاومت های موازی برابر با مجموع تک تک شدت جریان های عبوری از دو سر هر کدام از مقاومت ها است .

طبق قانون اهم داریم :

 

پس از فاکتور گرفتن از V و حذف آن از دو طرف معادله ، داریم :

که RT همان مقاومت معادل است .

 

در یک ولتاژ ثابت (مثلا 2 v) ، مجموع شدت جریان های عبوری از دو سر مقاومت ها ، برابر است با شدت جریان عبوری از دو سر مجموع مقاومت ها ، که بصورت موازی بسته شده اند . برای انجام آزمایش ، ابتدا دو مقاومت را بصورت موازی به یکدیگر میبندیم و آنها را با ولتاژ ثابت به مولد متصل میکنیم و جریان  دو سر آنها را توسط آمپر متر اندازه میگیریم . سپس مقاومت ها را از یکدیگر جدا کرده ، با همان ولتاژ ثابت ، شدت جریان عبوری از تک تک آنها را بدست می آوریم . که در نتیجه ، شدت جریان عبوری از دو سر مقاومت های موازی باید برابر مجموع شدت جریان های عبوری از تک تک مقاومت ها باشد .

 

خروجی آزمایش :

                                 موازی

 

V = 2 v                                 I = 0.04A

 

 

V = 2v    ثابت

R1:    I1 = 0.03A

R2:    I2 = 0.02A

 

 

دیده میشود که قانون اهم در اینجا با خطای 0.01A درست میباشد .

آزمایشگاه فیزیک

 

 

 

آزمایش 2 :  ( خواندن مقاومت ها )

هدف آزمایش : هدف از این آزمایش فراگیری چگونگی خواندن یک مقاومت است که بتوان از مقاومت مناسب ، در جای مناسب استفاده کرد .

لوازم مورد نیاز : برای این آزمایش ، تنها به تعدادی مقاومت نیاز داریم که آنها را بخوانیم .

شرح کار :

هر مقاومت در روی خود دارای 4 خط رنگی می باشد که توسط کارخانه تولید کننده آن ایجاد می شود . این خطوط رنگی ، نشان دهنده میزان مقاومت می باشد که توسط شرکت سازنده مقاومت و طی آزمایشات مختلف تعیین شده است . هر رنگ نیز معرف عددی است که به آن نسبت داده شده که این قانون نسبت دادن رنگ ها به اعداد ، در تمام مقاومت ها رعایت می شود . این خطوط شامل رنگ های زیر می باشند :

 

رنگ

عدد

رنگ

عدد

سیاه

0

قهوه ای

1

قرمز

2

نارنجی

3

زرد

4

سبز

5

آبی

6

بنفش

7

خاکستری

8

سفید

9

 

علاوه بر رنگ های بالا  ، دو رنگ دیگر نیز بر روی مقاومت ها به چشم می خورد که معرف میزان خطای اندازه گیری در مقاومت ها می باشد . این دو رنگ شامل رنگ های زیر می باشند : طلایی (خطای 5 درصد ) ، نقره ای (خطای 10 درصد)

این دو رنگ طلایی و نقره ای ، با فاصله ای مناسب از رنگهای دیگر قرار می گیرند تا کاملاً مشخص باشند .

 

 

 

طریقه خواندن یک مقاومت :

برای خواندن یک مقاومت ، ابتدا به رنگهای آن نگاه می کنیم و رنگ نقره ای یا طلایی آن را می یابیم . مقاومت را طوری نگه می داریم که رنگ نقره ای یا طلایی آن در سمت راست قرار گیرد و سپس شروع به خواندن مقاومت می کنیم .

 

 

 

 

   طلایی                 سبز        قرمز      آبی

 

 

 

 


در شکل بالا ، شمای کلی یک مقاومت و طریقه درست گرفتن مقاومت نشان داده شده است . همانطور که دیده میشود ، رنگ طلایی یا نقره ای (در اینجا طلایی) در سمت راست قرار گرفته و رنگها به ترتیب از چپ به راست آبی ، قرمز و سبز هستند . برای خواندن مقاومت ، به جای هر رنگ ، عدد متناسب با آن را از جدول خوانده و قرار میدهیم . به این صورت که دو اعداد مربوط به دو رنگ اول را بصورت ارقام جداگانه (مانند 1 ، 2 ، 3 و ...) قرار داده و عدد مربوط به رنگ سوم را به عنوان توانی از 10 قرار میدهیم (مانند ) . عدد مربوط به رنگ چهارم که همان رنگ طلایی یا نقره ای است را نیز به نتیجه اضافه و از آن کم میکنیم تا خطای محاسبات نشان داده شود . بطور مثال در شکل بالا :

 


آبی = 6

قرمز = 2                                  62*

 

  5%  6.2 MΩ  5%

سبز = 5

طلایی = 5%

 

 

 

خروجی آزمایش :

.0باتوجه به مقاومت های داده شده جدول را کامل کنید.

 

نتیجه تقریبی

محاسبات

رنگ چهارم

رنگ سوم

رنگ

دوم

رنگ

اول

ردیف

 

 

نقره ای

قرمز

قرمز

زرد

1

 

 

طلایی

قرمز

بنفش

قرمز

2

 

 

طلایی

قهوه ای

خاکستری

آبی

3

 

 

طلایی

سیاه

قرمز

خاکستری

4

 

 

طلایی

بنفش

سیاه

قهوه ای

5

 

 

طلایی

قهوه ای

بنفش

قرمز

6

 

 

طلایی

قهوه ای

سیاه

قهوه ای

7

 

 

طلایی

قهوه ای

سبز

قهوه ای

8

 

 

طلایی

قرمز

قرمز

قرمز

9

 


 

آزمایش 3 :  ( قانون اهم ) هدف آزمایش :

هدف این آزمایش ، یافتن رابطه میان مقاومت (R) ، شدت جریان (I) و اختلاف پتانسیل (V) میباشد .

لوازم مورد نیاز : دو عدد مقاومت ، سیم های رابط، مولد

شرح کار : ابتدا مقاومت ها را توسط سیم های رابط به مولد متصل میکنیم و به آن جریان میدهیم تا ولتاژ به دست آید (یا بالعکس) و اطلاعات را ثبت می کنیم .

 

R1

R2

I1

V1

I2

V2

0.01

0.6

0.01

0.4

0.02

1.7

0.02

1.1

0.03

2.8

0.03

1.8

0.04

3.9

0.04

2.5

 

نمودار ولتاژ شدت جریان (V–I) را برای هر مقاومت رسم می کنیم . مقاومت ، برابر شیب تقریبی خط عبور کننده از نقاط برخورد اختلاف پتانسیل ها و شدت جریانها است .

خروجی آزمایش :

همانطور که گفته شد ، مقاومت ، برابر است با شیب تقریبی نمودار رسم شده . بنابراین :

 

 

 

 

آزمایش شماره 4  ( متوالی بستن مقاومت ها )

 

هدف آزمایش :

هدف از این آزمایش ، اثبات این موضوع است که در جریان ثابت ، اختلاف پتانسیل مجموع چند مقاومت که بصورت متوالی با هم بسته شده اند ، برابر است با مجموع اختلاف پتانسیل دو سر هر کدام از مقاومت ها در همان جریان .

لوازم مورد نیاز : دو عدد مقاومت ، سیم های رابط، مولد،ولت متر

شرح کار :  در مقاومت های متوالی که یک سر مقاومت ، بدون واسطه و تنها توسط سیم به مقاومت دیگر وصل میشود ، جریان یکسانی از تمام مقاومت عبور میکند و اختلاف پتانسیل دو سر مجموعه مقاومت های متوالی برابر با مجموع تک تک اختلاف پتانسیل های دو سر هر کدام از مقاومت ها است . طبق قانون اهم داریم :

V = R*I

V = V1 + V2 + … + Vn

I*RT = I*R1 + I*R2 + … + I*Rn

 

پس از فاکتور گرفتن از I و حذف آن از دو طرف معادله ، داریم :

RT = R1 + R2 + … + Rn

که RT همان مقاومت معادل است .

در یک جریان ثابت (مثلا 0.05A) ، مجموع اختلاف پتانسیل های دو سر مقاومت ها ، برابر است با اختلاف پتانسیل دو سر مجموع مقاومت ها ، که بصورت سری (متوالی) بسته شده اند .برای انجام آزمایش ، ابتدا دو مقاومت را بصورت متوالی به یکدیگر میبندیم و آنها را با جریان ثابت به مولد متصل میکنیم و اختلاف پتانسیل دو سر آنها را توسط ولت متر اندازه می گیریم . سپس مقاومت ها را از یکدیگر جدا کرده ، با همان جریان ثابت ، اختلاف پتانسیل تک تک آنها را بدست می آوریم . که در نتیجه ، اختلاف پتانسیل دو سر مقاومت های متوالی باید برابر مجموع اختلاف پتانسیل های تک تک مقاومت ها باشد .

 

خروجی آزمایش :

 

RT = R1 + R2                         سری

 

I = 0.05A                       V = 10 v

 

 

I = 0.05Aثابت

 

 


R1:    V1 = 3.6 v

R2:    V2 = 5.3 v

 

 V = V1 + V2 = 9.2 v 10 v

 

 

دیده میشود که قانون اهم در اینجا با تقریب 0.8 v درست میباشد . این تقریب ، به خاطر خطای اندازه گیری میباشد که ممکن است توسط انسان یا وسایل غیر ایده آل صورت گیرد .

در زیر ، شمای دو مقاومت که بصورت متوالی بسته شده است ، نشان داده شده است :

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه :

مقدمه :

اهمیت و مفهوم خطا و خطای تخمینی یک کمیت

عدم امکان اندازه گیری دقیق کمیت و تعریف خطا :

اندازه گیری دقیق یک کمیت فاقد معناست زیرا عوامل زیادی مانع رسیدن ما به مقدار واقعی کمیت می باشد که حذف همه آنها به طور کامل ممکن نیست. بعضی از این عوامل عبارتند از :

-1   وسایل اندازه گیری کمیات

-2   شخص آزمایشگر

-3   عوامل پیچیده و متغیر محیط

خطای یک کمیت = مقدار اندازه گیری شده - مقدار واقعی آن کمیت    

با اینکه اندازه گیری دقیق یک کمیت امکان ندارد اما داشتن تخمینی از خطای یک کمیت اهمیت خاصی دارد.  شاید بپرسید چرا تخمینی از خطا؟ چون داشتن دقیق خطای یک کمیت معادل داشتن دقیق آن کمیت است.

خطای تخمینی یک کمیت بیانگر چیست؟

خطای تخمینی یک کمیت بیان می کند که تا چه اندازه می توان به مقدار کمیت داده شده اطمینان پیدا کرد.

مثال :  اگر طول یک میز 120 سانتی متر و خطای تخمینی آن 5 سانتی متر گزارش داده شود آن را به این صورت می نویسیم:  120 ± 5cm

تعبیر اولیه این عبارت این است که طول واقعی میز عددی بین 115 و 125  سانتی متر می باشد.  اما معنی دقیقتر آن می گوید طول واقعی میز به احتمال حدود 68 درصد بین 115 و 125  سانتی متر و به احتمال حدود 95  درصد بین 110 و 130 سانتی متر می باشد.

یعنی حداکثر چیزی که خطای تخمینی یک کمیت بیان می کند این است که مقدار واقعی کمیت با احتمال معینی در داخل گستره ای در اطراف مقدار گزارش شده می باشد.

 

خطای نسبی و درصد خطای نسبی

حال با دو تعریف جدید آشنا می شویم:

انحراف نسبی (خطای نسبی  )

درصد خطای نسبی (درصد انحراف)

2 -  خطای وسایل اندازه گیری

ما با وسایل اندازه گیری گوناگونی در کارهای آزمایشگاهی روبرو هستیم مثل خط کش، کولیس، ریزسنج، زمان سنج،نیروسنج، ترازو، دماسنج و ...  که بعضی از آنها هم به صورت دیجیتال (رقمی)  هستند. هدف از این بخش این است که بدانیم هر وسیله اندازه گیری تا چه دقتی مقدارکمیت مورد نظر را به دست می دهد همچنین با بعضی نکات در موردخواندن درست کمیات آشنا می شویم.

الف ) وسایل اندازه گیری مدرج:

گروهی از وسایل اندازه گیری دارای قسمتی مدرج هستند که باید با چشم خوانده شوند مثل خط کش، کولیس،ریزسنج، ترازو و ...  نکته اول در خواندن کمیت در این وسایل این است که راستای چشم عمود بر صفحه مدرج باشد.

خطایی که برای وسایل اندازه گیری مدرج وجود دارد از دو جا ناشی می شود:

1-  از خود دستگاه: هر دستگاهی دقتی دارد که در محدوده همان دقت می توان به آن اعتماد کرد.

2 -  از خود شخص اندازه گیر : وقتی شاخص وسیله بین دو درجه بندی است و بین آنها درجه بندی وجود ندارد تشخیص مقدار این که شاخص در چه کسری از فاصله دو درجه بندی قرار دارد با چشم مشکل است و بالطبع تولید خطا می کند حال ممکن است وسیله ای نسبتاً دقیق مدرج شده باشد اما خطای چشم مانع از رسیدن به دقت واقعی دستگاه باشد. استفاده از ورنیه (همان چیزی که در کولیس به کار رفته است) ابتکار زیبایی برای رفع این مشکل است.

 

 

ب ) وسایل اندازه گیری دیجیتال :

این وسایل صفحه ای دارند که کمیت مورد نظر را به صورت یک عدد تحویل می دهند. در رقم آخر این وسایل ابهامی وجود دارد پس با یک حساب سردستی می توان خطای آنها را برابر کوچکترین مقداری که می توانند نشان دهند قرار داد.

مثال: اختلاف پتانسیل یک باطری را با یک مولتی متر دیجیتال 1.25  ولت می خوانیم در نتیجه  خطای آن برابر 1.25 ± 0.01V   ولت می باشد.

ممکن است دقت وسیله بیش از عددی باشد که نشان می دهد و عدد نشان داده شده، عددی گرد شده از عدد دقیق تر باشد در این حالت خطای کمیت نصف کوچکترین مقدار است.  در ضمن ممکن است خطای وسیله روی آن نوشته شده باشد. حالتی که خطای وسیله بیشتر از کوچکترین مقدار باشد، غیر استاندارد ولی ممکن است.

دیگر خطاهای وسایل اندازه گیری

تا حالا فرض می شد وسایلی که با آنها کار می کنیم در حد درجه بندی خود عدد درستی را نشان می دهند اما همیشه این گونه نیست و اکثر اوقات هم مجبور به تعویض وسیله هستیم ولی گاهی اوقات می توان با کمی اصلاح عدد درست را از وسیله گرفت. یک نمونه آن خطای صفر است. فرض کنید با نیروسنجی می خواهید وزن یک جسم را پیدا کنید. وقتی نیروسنج را قائم نگه می دارید بدون آنکه جسم را به آن متصل کرده باشید نیروسنج به شما عددی غیر صفر می دهد این همان خطای صفر است. در این حالت خاص شما عدد را یادداشت می کنید و از عددی که در موقع وصل کردن جسم مورد نظر خوانده اید کم می کنید.  در بعضی وسایل اندازه گیری امکاناتی وجود دارد که صفردستگاه را تنظیم کنید مثل ترازوهای یک کفه ای یا اهم متر های آنالوگ.

3 -  انواع خطاها وعوامل موثر در ایجاد آنها :

اندازه گیری متعدد یک کمیت و مفهوم خطای کاتوره ای و سیستماتیک

خطاها به دو دسته تقسیم می شوند:

1 -  خطاهای کاتوره ای(تصادفی)

2 - خطاهای سیستماتیک ( ذاتی )

کمیتی را چند بار اندازه گیری می کنیم و اعداد به دست آمده را روی یک محور مشخص می کنیم. پراکندگی که در روی محور دیده می شود ناشی از خطاهای کاتوره ای(تصادفی) موجود می باشد. اگر خطاهای موجود در اندازه گیری فقط از نوع خطاهای کاتوره ای باشند نتایج اندازه گیری های متوالی در اطراف مقدار حقیقی کمیت مورد نظر گسترده می شوند. طبق تعریف خطاهای کاتور های خطاهایی هستند که احتمال مثبت یا منفی بودن آنها مساوی است پس معقول به نظر می رسد که میانگین این اعداد تقریب خوبی از مقدار واقعی کمیت باشد و هرچه تعداد اندازه گیری ها افزایش پیدا کند به مقدار واقعی نزدیک تر شود.

همانطور که گفته شد در حضور خطاهای کاتوره ای به تنهایی نقطه میانگین اعداد به دست آمده تقریب خوبی از مقدار حقیقی کمیت مورد نظر می باشد. اثر خطاهای سیستماتیک موجود، این است که یک جابجایی از مقدار واقعی در میانگین اعداد به وجود می آورد.

تشخیص و رفع خطاهای سیستماتیک در حالت کلی کار نسبتا مشکلی است و معمولا وقتی یک کمیت از طریقآزمایش های مختلف به دست می آید قابل تشخیص است اما کار با خطاهای کاتور های و تشخیص درست کمیت نسبتا ساده است چون اگر در آزمایشی خطاهای کاتوره ای بزرگی وجود داشته باشند، به صورت یک مقدار بزرگ در خطای نهایی آشکار خواهند شد ولی حضور ناپیدای یک خطای سیستماتیک ممکن است به ارائه یک نتیجه ظاهراً  معتبر همراه با یک خطای تخمینی کوچک منجر شود که در واقع اشتباهی جدی است.  برای مثال به مقداری که میلیکان برای بار الکترون به دست آورده است توجه کرده و با مقدار کنونی آن مقایسه کنید:

(1.591± 0.002) ×1019C   : مقدار میلیکان

(1.602189 ± 0.000005) ×1019C   : مقدار کنونی

اکنون به حاد بودن چنین خطاهایی پی می برید که حتی بهترین آزمایش گران هم از آن در امان نبودند در واقع خطاهای سیستماتیک را باید یکی یکی کشف و حذف کرد. این کار قاعده کلی ندارد و با تجربه زیاد به دست می آید.

 2 -  خطاهای کاتوره ای  ( تصادفی )

اصولا تمام عوامل موجود که تاثیر آنها مستقل از کمیات موجود در آزمایش است می توانند تولید خطای کاتوره ای کنند.  به همین علت پراکندگی در غیاب خطاهای سیستماتیک حول مقدار واقعی نسبتا یکنواخت است یا به عبارتی دیگر احتمال مثبت یا منفی بودن این خطا یکی است. تغییرات دما، رطوبت، جریانات جوی، تغییرات جریانات برق، خود شخص اندازه گیر می توانند عامل تولید خطای کاتوره ای باشند. فرض کنید زمان تناوب یک آونگ را چندین بار با یک کرنومتر اندازه گرفته ایم. خطاهای حاصل در به کار انداختن کرنومتر و توقف آن و بی نظمی های کوچک در حرکت آونگ تغییراتی در نتایج اندازه گیری متوالی به وجود می آورند که می توان آنها را به عنوان خطاهای کاتوره ای در نظر گرفت.

 3 -   خطاهای سیستماتیک  ( ذاتی)

خطاهای سیستماتیک معمولاً موقعی پیش می آیند که واقعیت آزمایش از مفروضات نظری تعدی می کند و از ضریب تصحیحی که این تفاوت را اعمال کند چشم پوشی می شود . چند مثال از خطاهای ذاتی :

-1   معیوب بودن وسیله اندازه گیری: ساده ترین نوع آن خطای صفر می باشد، کرنومتری که کمی کند کار می کند، ولت سنجی که محور عقربه آن دقیقاً در مرکز صفحه مدرجش نباشد  در اینجا یک خطای ذاتی تناوبی وجود دارد.

 2 -  اندازه گیری ارتفاع یک مایع در لوله وقتی از یک مقیاس متصل به لوله استفاده می کنیم و لوله دقیقا قائم نباشد: دراین حالت خطای ذاتی مثبت است و با افزایش ارتفاع زیاد می شود.

 3 -  اندازه گیری شتاب جاذبه زمین به وسیله یک سطح شیب دار که دارای اصطکاک می باشد ولی وجود آن فرض نشده باشد.

تعریف کمیات اولیه و ثانویه : مفهوم کمیت اولیه و ثانویه یک مفهوم دقیق وکلی نیست ولی جهت درک موضوع  مفید می باشد.

کمیت اولیه:   کمیتی که مستقیماً از روی وسیله اندازه گیری خوانده می شود مثل طول یک میز، اختلاف پتانسیل دو سر یک باطری و زمان سقوط یک گلوله فلزی از یک ارتفاع مشخص.

کمیت ثانویه:  این نوع کمیت مستقیماً از روی وسیله اندازه گیری خوانده نمی شود بلکه توسط تابعی به کمیات اولیه و ثانویه دیگر ربط پیدا می کند. مثلاً چگالی یک جسم که از روی تقسیم جرم بر حجم جسم به دست می آید .

 

 

 

آشنايی با وسايل اندازه گيری و طرز استفاده از ترازو

هدف

 

آشنايی با وسايل اندازه گيری و طرز استفاده از ترازو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

 

فيزيک را علم اندازه گيری نيز می نامند. وسايلی که در فيزيک برای اندازه گيری  بکار می روند بسيار متنوع اند ، اما وسايلی که در آزمايشگاه مقدماتی بکار می روند نسبتا ساده و تعداد آنها محدود است. نوع وسيله ای که برای يک اندازه گيری خاص انتخاب می شود ، بستگی به اندازه آن کميت و دقت لازم برای اندازه گيری آن دارد . در شروع کار آزمايشگاهی ، قبل از هر چيز بايد با وسايل اندازه گيری به ويژه اندازه گيری طول که مبنای اغلب سنجشهاست آشنا شد. در ادامه به معرفی ترازو می پردازيم .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تئوري

ترازو

 

ترازوي پيچشي کولن

 

كولن دانشمند فرانسوي در ابتدا در رشته مهندسي ارتش خدمت مي كرد و سرپرست امور آبها و چشمه ها بود. او مدت 9 سال در هند غربي خدمت كرد تا آنكه در سال 1789 از ارتش استعفا كرد و به امور علمي و تحقيقي پرداخت و تحقيقاتش در زمينه الكتريسيته و مغناطيس و اصطكاك به نتيجه رسيد. كولن در الكتريسيته موفق به كشف قانون نيروي جاذبه و دافعه الكتريكي شد. بنابر اين قانون دو بار الكتريكي يكديگر را با نيرويي متناسب با اندازه بارها و عكس مجذور فاصله جذب و يا دفع مي كنند. او براي تحقيق در اندازه نيروي الكترواستاتيكي نوعي ترازوي پيچشي اختراع كرد. اين ترازوي پيچشي را براي اندازه گيري نيروي مغناطيسي نيز به كار برد و قانوني مشابه آنچه در مورد الكتريسيته به دست آورده بود براي مغناطيس به دست آورد.(اساس کار اين ترازوي پيچشي دقيقا همانند ترازوي کاونديش است . با اين تفاوت که اينجا گوي بار دار را به کره نزديک مي کنند.)

کولن با تکرار آزمايشهاي مختلف دريافت که :

نيروي جاذبه يا دافعه بين دو بار نقطه اي ، متناسب با عکس مجذور فاصله بين  دو بار الکتريکي  است .

اندازه نيروي جاذبه يا دافعه بين دو بار الکتريکي با حاصل ضرب اندازه دو بار الکتريکي نسبت مستقيم دارد.

نيروي جاذبه يا دافعه، بين دو بار الکتريکي با جنس عايق ميان دوبار بستگي دارد.

قانون کولن در دستگاه يکاهاي بين الملي (si)به شکل زير نوشته مي شود:

F=qq'/(40r2)

در اين رابطه q و q' اندازه بارها برحسب کولن ، r فاصله بين مرکز دو بار الکتريکي بر حسب متر است.

0 قابليت گذردهی فضاي آزاد از بار الکتريکي و يا قابليت گذردهي خلا مي نامند و مقدار آن برابر است با :

(8.85418+ -0.00002)*10-12  C2/Nm2

 عدد بدون واحدي است که به جنس عايق بين دو باربستکي دارد و نشان مي دهد که چنانچه در فاصله بين دو بار  عايقي غير از خلاء باشد ، نيروي جاذبه يا دافعه جند مرتبه کوچکتر خواهد شد.

تفاوت اين قانون با قانون قبلي آن بود كه به جاي بارهاي الكتريكي كميت جرم مغناطيسي را وارد رابطه نيرو كرد.

از جمله ديگر كارهاي كولن اندازه گيري نيروي اصطكاك بين سطوح مختلف و قانوني است كه در اين مورد به دست داده است. بنا بر اين قانون نيروي اصطكاك بين سطح دو جسم با نوع سطح تماس بستگي دارد و مستقل از بزرگي سطح تماس است. دنياي علم به پاس خدمات كولن واجد مقدار الكتريسيته را كولن ناميد تا هر روز در مدارس كشورهاي جهان نام او بر زبان ها رانده شود

 

 

ترازوی پیچشی کولن

 

 کولن دستگاهی ساخت که به وسیله آن می‌توانست نیرویی را که دو ذره باردار بر یکدیگر وارد می‌کنند، اندازه بگیرد. در ترازوی کولن میله‌ای دمبل مانند قرار دارد که به دو انتهای آن کره‌های کوچکی متصل شده است. این دمبل بوسیله یک رشته که از وسط دمبل می‌گذرد، آویخته شده است. هر گاه کره باردار دیگری را به یکی از کره‌های دمبل که قبلا باردار شده است، نزدیک کنیم، بر اساس قانون کولن با توجه به نوع بارها ، این دو یکدیگر را جذب یا دفع می‌کنند، بنابراین در اثر این نیرو دمبل خواهد چرخید و رشته تاب می‌خورد. با اندازه گیری زاویه انحراف دمبل می‌توان نیروی میان دو بار الکتریکی را سنجید. کاوندیش بعدها با الهام از ترازوی پیچشی کولن وسیله‌ای ساخت که برای اندازه گیری نیروی جاذبه گرانش بکار می‌رود (ترازوی کاوندیش).

 

به این ترتیب قانون کولن به صورت تجربی مورد تائید واقع شد. البته لازم به ذکر است که باور ما در مورد قانون کولن ، از نظر کمی مبتنی بر تجربه‌های کولن نیست. دقت اندازه گیریهای ترازوی پیچشی کولن به زحمت از چند درصد تجاوز می‌کند. به عنوان مثال ، چنین اندازه گیریهایی نمی‌تواند ما را متقاعد سازد که در رابطه قانون کولن توان فاصله بارها از یکدیگر دقیق برابر 2 است.

 

 

 

 

 

 

روش کار آزمايش

 

ابتدا باید ترازو را با پیچ تنظیم صفر کرد

برای اندازه گیری جسم مورد نظر را روی ترازو قرار می‌دهند و وزنه متحرک را آنقدر جا به جا کرده تا ترازو در موقعیت صفر قرار بگیرد سپس عدد وسط وزنه متحرک را خوانده وگزارش می دهیم که همان جرم جسم می باشد.

در ترازو های دیجیتالی کافی است ترازو را روشن کرده و پس از صفر کردن جسم را روی آن قرار داده و وزن را می خوانیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

محاسبات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتيجه گيري

 

براي اندازه گيري اجسام بايد از وسايل ويژه آن استفاده كرد تا دقت در اندازه گيري بالا رفته و درصد خطا به حد اقل برسد از اين رو در اين آزمايش از ترازو  جهت اندازه گيري جرم  اجسام استفاده شد.

 

 

 

 

 

 


 

بررسي اثر سوين بر تنك شيميايي سيب شيخ اميرانلو شيروان

بررسي اثر سوين بر تنك شيميايي سيب شيخ اميرانلو شيروان

علي دادار*1 ، مصطفي مصطفوي2، واعظ ليواري3 و الياس نيستاني4

(1*-دانشجوي دكتري باغباني- كارشناس مديريت جهادكشاورزي شيروان 2 - دكتري باغباني- استاد پژوهش موسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر        3 - دكتري باغباني- عضو هيئت علمي موسسه پژوهش‌هاي ايران  4 - عصو هيئت علمي تحقيقات كشاورزي شمال خراسان)

 

چكيده:

اين آزمايش به منطور بررسي تاثير غلظت‌هاي كارباريل (نفتيل ان-ميتل كاربامات) در تاريخ‌هاي متفاوت پس از گلدهي بر تنك شيميايي ميوه سيب كولتيوار سيب شيخ اميرانلو در شيروان با استفاده از يك آزمايش فاكتوريل در قالب RCBD و در چهار تكرار در سال 1379 اجرا گرديد. عامل زمان محلول پاشي ( فاكتور A) در دو سطح 10 و 20 روز پس از مرحله تمام گل درخت و عامل غلظت كارباريل ( فاكتور B) در چهار سطح صفر (شاهد)، 300، 600 و 900 قسمت در ميليون ماده موثره بود. برخي صفات مربوط به خواص كيفي ميوه و رشد سالانه درختان در تيمارهاي مختلف مورد بررسي قرار گرفت. عامل زمان مصرف كارباريل بر روي متوسط وزن ميوه موجب ايجاد اختلاف معني‌دار نسبت به شاهد و بيشترين ميوه مربوط به زمان محلول پاشي (10 روز پس از تمام گل) بود. از نظر غلظت كارباريل بين صفات درصد ريزش ميوه، درصد تراكم ميوه و درصد تبديل گل به ميوه و نيز بر روي وزن، طول و قطر ميوه‌ها اختلاف معني‌داري وجود داشت. كمترين تراكم و كمترين درصد تبديل گل به ميوه و بيشترين درصد ريزش ميوه‌ها و وزن، قطر و طول ميوه مربوط به تيمار 900 قسمت در ميليون ماده موثره بود. اثر زمان مصرف × غلظت كارباريل موجب ايجاد اختلاف بسيار معني‌داري در ميزان مواد جامد محلول ميوه شد و بيشترين مواد جامد محلول ميوه‌ها در اثر تيمار با 900 قسمت در ميليون كارباريل در زمان 20 روز پس از تمام گل حاصل گرديد.

 

واژه كليدي: سيب، كارباريل، محلول پاشي و ميوه

 

مقدمه:

تنك كردن ميوه سيب بر روي درخت در ايران يك مشكل اساسي توليد سيب درختي است. در نقاط توليد سيب در سال پرباري مقدار ميوه چنان بالا مي رود كه بسياري از شاخه ها خرد شده و مي شكنند. ميوههاي ريز و نامرغوب اين درختان در فصل پائيز خريداري نداشته و اكثراً تا زمستان بر روي درخت باقي مي مانند. غالباً درختان ميوه علاقمند به توليد گلهاي فراوان مستند كه گاهاً 50% تبديل به ميوه مي شوند در سيب جهت يك محصول اقتصادي 7-5% درصد گلها به ميوه تبديل شوند كافي است (2) باردهي بيش از حد 1- باعث توليد ميوه هاي ريز و نامرغوب مي شود. 2- رشد شاخ و برگ درخت كاهش مي يابد. 3- توليد زياد جنين هاي موجود توليد اسيد جيبرليك را بالا مي برد و توليد گل را در سال آينده كاهش مي دهد. 4- شكستگي شاخه ها در سال پر بارده. 5- باعث سال آوري مي شود تنك ميوه به عنوان يك ضرورت انكار ناپذير بايد مورد توجه باغداران قرارگيرد. تنك كننده‎هاي شيميايي اگرچه باعث كاهش عملكرد مي‎شوند ولي تفاوت اندازه ميوه هاي درختان تيمار شده با درختان شاهد كاملاً مشخص و مشهود است. مواد شيميايي معمول شامل NAA و سوين تنك كننده هاي بعد از شكوفه‎دهي مي‎باشند و در فاصله 10 تا 20 روز پس از تمام گل استفاده مي شوند. تحقيقات انجام شده در رابطه با نحوه تاثير سوين نشان مي دهد كه محل فعاليت سوين بافتهاي آوندي است و مانع رشد ميوههاي ضعيف مي شود كه در نهايت با سقط بذر يا بدون سقط بذر ريزش مي كند. جذب سوين بيشتر از طريق حفره كاسه گل بوده و از طريق اپيدرم ناچيز است و هنگامي كه از طريق برگها بكار مي رود اثر تنك كنندگي آن ناچيز است.

(4) سوين يك تنك كننده مؤثر مي باشد (8و7)

مواد و روشها

اين تحقيق به منظور بررسي تأثير غلظتهاي كار با ريل (سوين) در تاريخهاي متفاوت و با استفاده از يك آزمايش فاكتوريل بر پايه آماري بلوك كامل تصادفي (RCDB) و با چهار تكرار در شهرستان شيروان دهستان شيخ اميرانلو اجرا گرديد معادل زمان محلول پاشي (فاكتورA) در دو سطح 20و10و غلظت سوين  B در چهار سطح (0و300.600و900) قسمت درميليون ماده مؤثر بود با توجه به طرح آماري به كار رفته، تيمارهاي آزمايشي در هر تكرار مشتعمل بر هشت تيمار (4×2) بوده و آزمايش كلاً شامل 32 درخت بود.

مبدأ وزمان محلول پاشي مرحله تمام گل درختان سيب بوده طبق تعريف درختان سيب زماني تمام گل ناميده مي شوند كه برروي شاخه هاي 3 و 4 ساله در سمت شمالي آن 80% گل ها شكوفا شده باشند (3و1) بر روي هر درخت چهار شاخه در جهت هاي اصلي انتخاب وعلامت گذاري شدند و جهت انجام شمارش گل و ميوه از اين شاخه ها استفاده گرديد.

اندازه گيري هاي انجام شده به قرار زيرند:

الف- درجه بندي زنگار2 ميوه: ميزان زنگار ميوه از صفر تا شماره 5 و به صورت زير درجه بندي شدند 1- پوست ميوه صاف و بدون هرگونه عدسك قابل مشاهده (درجه صفر) 2- عدسك ها به صورت نقاط قهوه اي رنگ قابل مشاهده برروي پوست ميوه (درجه 1) 3- عدسك ها برجسته و قابل لمس با انگشت (درجه 2) 4- گسترش زنگار در فاصله عدسكها پوست ميوه (درجه 3) 5- گشترش زنگار بيش از فاصله عدسكهاي پوست ميوه (درجه 4) 6- زنگار شديد بر روي ميوه (درجه 5)

ب: تعيين متوسط طول و قطر و نسبت طول به قطر و متوسط وزن ميوه ها: طول قطر ميوه ها با استفاده از كوليس ورنيه و بر حسب سانتي متر اندازه گيري شده، وزن ميوه پس از شستشو سطح ميوه ها با آب مقطر با استفاده از ترازوي حساس ديجيتالي با دقت 001/0 گرم مشخص گرديد.

ج: مواد جامد محلول

براي اندازه گيري ميزان مواد جامد محلول از يك دستگاه قندسنج ساخت هلند استفاده گرديد از ميوه هاي برداشت شده و آب گيري شد و پس از گذرانيدن آب ميوه از صافي، چند قطره از آن برروي صفحه دستگاه انكسارسنج ريخته شد و عدد قرائت شده پس از تصحيح نسبت به دماي محيط بر اساس جدول دستگاه مربوط يادداشت گرديد.

د: ميزان رشد شاخه هاي يكساله (رشد رويش درخت) پس از برگ ريزي درخت بطور تصادفي 20 شاخه فصل جاري از اطراف درخت انتخاب و اندازه گيري آن ها بر حسب سانتي متر انجام گرفت.

هـ: ميزان ماده خشك شاخه هاي يكساله :

پس از انتخاب 20 شاخه به طور تصادفي در آزمايشگاه پس از شستن سطح شاخه هاي برداشت شده با‌ آب مقطر نمونه هاي را به مدت 48 ساعت در اون در دماي 80 درجه سانتي گراد قرار داده و پس از طي شدن مدت مذكور با ترازوي ديجيتالي با دقت 001/0 گرم اندازه گيري شد (5).

د: در تراكم و درصد ريزش گل و درصد تشكيل ميوه:

بعد از ريزش طبيعي خردادماه از فرمول‎هاي زير محاسبه گرديد.

100×

تعداد ميوه هاي شمارش شده پس از ريزش جو درو

تعداد خوشه گل

     = درصد تراكم ميوه 

 

تعداد گل هاي ريزش يافته

تعداد گلهاي شمارش شده

 


= درصد ريزش گل

 

تعداد ميوه تشكيل شده (باقيمانده)

تعداد گلهاي شمارش شده

100×

 


= درصد تبديل گل به ميوه

 

نتايج و بحث

نتايج كلي از اين آزمايش استنباط مي گردد را مي توان در موارد زير جمع بندي كرد:

الف: با توجه به اينكه عامل زمان محلول پاشي با كار باريل  A برروي اكثر صفات مورد بررسي اختلاف معني داري را ايجاد كرد لذا كار با ريل را مي توان بدون وجود خطراتي چون تنك پيش از حد بد شكلي و كاهش وزن ميوه ها صدمه به شاخه و برگ و كاهش رشد رويشي و .

در طيف 10 روزه يعني 10روز پس از گلدهي كامل به راحتي مورد استفاده قرار داد كه اين موضوع مي تواند براي مادة مذكور حسن محسوب گردد چرا كه با محدود نبودن زمان مصرف آن، مي توان اسفاده از آن را در مواقعي كه شرايط جوي نا مساعد باشد(باد شديد، بارندگي و ) موكول به زمان مناسب نموده و بهره گيري لازم و موردنظر را از آن به عمل آورددر حاليكه در مورد ساير مواد تنك كنده مانند NAAM , NAA , DNOC و اين امكان فراهم نيست و در صورت عدم مصرف به موقع، خطرات و زيانهاي دارد. به ميوه ها و درخت جبران ناپذير بوده و ضمناً اهداف مورد نظر دور از دسترس خواهد بود.

ب: مؤثر نبودن زمان استفاده ار كار با ريل برروي عارضة زنگار ميوه نيز محسنات آن بشمار مي رود و چرا كه بروز هرگونه خطايي احتمالي توسط باغداران و در محاسبه زمان مصرف كار با ريل مصرفي موجب افزايش اين عارضه نشده و لذا از كيفيت محصول توليدي كاسته نخواهد شد. از سوي ديگر با توجه به هدف توليد و يا هدف از بكار بردن مادة شيميايي و با استفاده از غلظت هاي مختلف كار با ريل به اهداف از پيش تعين شده توليد ميوه هاي بزرگتر‌ ، تنك كم و يا زياد، توليد ميوه هاي گرد يا كشيده  ، ترغيب رشد رويشي درخت و . دست يافت.

ج: مؤثر نبودن زمان مصرف برروي T.S.S خطر كاهش درصد مواد جامد محلول را ندارد.

د: با توجه به جمع بندي نتايج حاصله و با در نظر گرفتن خواص كيفي و كمي ميوه ها و نيز مسائل مربوط به عدم آلودگي محيط زيست حفظ حشرات مفيدي چون زنبور عسل و شكارچي و غيره  و كشاورزي پايداري در باغهاي ميوه و همچنين با در نظر گرفتن جنبه‏هاي اقتصادي توليد هزينه كمتر توليد بهتر و بيشتر بمنظور تنك شيميايي كوليتيوار شيخ اميرانلو در منطقه شيروان استفاده از محلولپاشي با غلظت 600 قسمت در ميليون ماده مؤثر كار با ريل در زمان 10 روز پس از گلدمي كامل در ختان 10+ABF توصيه مي شود.

 

منابع:                                                                                                                          REFERENCES

1- راحمي ، مجيد جزوه كلاسي ميوه هاي مناطق معتدله             انتشارات دانشگاه شيراز

2- طلاي ، عليرضا            فيزيولوژي درختان ميوه                              انتشارات دانشگاه تهران

3- Byers,R.E.1978.Chemical thinning of "Golden Delicious" and "Starkrisen" with sevin and Vydate. Hortscience,13,56-61.

4- Byers,K.E.1990.Thinning of spus of " Delicious" Apples by shade,terbacil,Carbaryl, and  Ethephon, J.Am.soc.hortic.sci,115,9-13.

5- Byers,R.E.,C.G.Lyeus.Jr.,& R.L.Hersburg. 1982. Comparisons of sevin and Vydate for thinning apples.Hortscience.,17:777-778.

6- Kanwar,S.M.1987.Apple production technology and Economica Tata MeGrew-Hill Publishing company limited, New Dehli.

7- knight,J.N.1983.translocation propreties of Carbaryl in relation to its use as an apple fruitlet thinner.J.Hortic.Sci.,58,371-379.

8- Williams,M.W.1970. Chemical thinning of apples.Hortic Rev.,1,270-300.

 

 

 

 

 

                                                     

اندازه گیری ثابت کشسانی فنر ( k ) و مطالعه حرکت نوسانی فنر

مقدمه

فیزیک علم اندازه گیری نیز تعریف می شود. برای اندازه گیری هر کمیت یک وسیله اندازه گیری مناسب آن را باید به کار برد. باید حداکثر دقت را بکار برد و برای اطمینان به صحت آزمایش بایستی اندازه گیری را چندین بار تکرار کرد و متوسط مقادیر اندازه گیری را بدست آورد.   

اهداف آزمایش:

1-    اندازه گیری ثابت کشسانی فنر ( k ) و مطالعه حرکت نوسانی فنر

2-    طرز ساختن نیروسنج

3-    تعیین g به وسیله فنر و اندازه گیری جرم موثر فنر ( یا ضریب جرمی فنر )

4-    به هم بستن فنر ها

وسایل آزمایش:

فنر با قطرهای متفاوت، وزنه های قلاب دار، خط کش مدرج، پایه و گیره، کرنومتر.

تئوری آزمایش:

هر گاه نیرویی به انتهای فنر وارد شود، فنر ازدیاد طول می یابد و این ازدیاد طول اگر از حد کشسانی ( الاستیک ) فنر تجاوز نکند، متناسب با نیروی وارده است. اگر نیرو از این حد تجاوز کند دیگر تغییرات نیرو بر حسب ازدیاد طول خطی نیست و به صورت یک منخنی است که در شکل (1-4) نشان داده شده است.                                                                                                           F                                                                                                                                        

                                                          

                                                                 حالت خمیری

                                                           پارگی

                                                x                                                   

                                                                          شکل (1-4)

در این حالت اگر نیرو حذف شود دیگر به حالت اولیه خود باز نمی گردد. بلکه در یک طول دیگر باقی می ماند. در این خالت جسم راپلاستیک گویند. اگر نیرو ازاین حد هم تجاوز کندحالت خمیری ایجاد می شود که در این حالت جسم مانند یک خمیر کشیده شده وپاره می شود.

قانون هوک بر اجسام کشسان حاکم است برطبق تعریف تغییر شکل یک جسم کشسان متناسب با نیروی وارد شده بر جسم است. که چون فنر هم یک جسم کشسان است قانون هوک در مورد فنر به این صورت تعریف می شود: ازدیاد طول فنر متناسب با نیروی کشسانی است که به فنر وارد می شود.

اگر به یک جسم قابل ارتجاع مثل فنر که به حالت قائم آویخته شده وزنه ای به جرم  m آویزان شود، نیرویی سر فنر وارد شده و فنر افزایش طول پیدا می کند. طبق قانون هوک افزایش طول فنر متناسب با وزن وزنه ای است که به آن آویخته شده است.

((4-1                                                                                                  F= -Kx

که در آن F وزن وزنه است که موجب افزایش طول فنر شده، K ثابت کشسانی فنر، و x افزایش طول فنر است. اگر وزنه آویخته شده به فنر را از وضع تعادل کمی یا بیشتر کشیده و رها گردد. مجموعه فنر و وزنه در امتداد قائم حول وضع تعادل شروع به نوسان می کند. در صورتی که جرم در مقابل جرم وزنه ناچیز باشد. با استفاده از قانون دوم نیوتون و قانون هوک معادله حرکت وزنه آویخته شده به طریق زیر به دست می آید.

                     (4-2)                                                                              F= Ma = - Kx

                          

جواب این معادله دیفرانسیل به صورت زیر است:

                                                                                                  x =A

                                                                                             w =                              (4-5)    

که ( w ) سرعت زاویه نوسان وزنه و A دامنه حرکت است. و بدین ترتیب در مورد دوره تناوب نوسانات وزنه داریم:

                                                                            (4-6)                             T =  

در حالت واقعی تر اگر جرم فنر در مقابل جرم وزنه ((M قابل توجه باشد، به جای M در معادله حرکت فوق M' را قرار می دهیم بطوریکه

                                       4-7))                           M' = M +

جرم فنر =                                                    ضریب جرمی فنر= f

جرم موثر فنر:

لذا:

                                                                                                                                               

                      (4-8)                       π= 2   T= 2π

به این ترتیب ضریب جرمی فنر نشان می دهد که چه کسری از جرم فنر را جزء جرم وزنه محسوب کنیم تا بتوانیم از فرمول فنر بدون جرم استفاده کنیم. از بررسی های انرژی جنبشی فنر در حال نوسان می توان نشان داد که جرم موثر فنر  مساوی  جرم خود فنر می باشد.

الف) محاسبه ثابت کشسانی فنر با استفاده از نمودار:

از رابطه (1-4) و (2-4) نتیجه می گیریم:

               

اگر منحنیM  بر حسب افزایش طول فنر رسم شود در محدوده خاصیت کشانی فنر خط مستقیمی به دست می آید که می توان در این قسمت شیب خط ( n ) را بدست آورد.

بدین ترتیب با محاسبه n و معلوم بودن g می توان مقدار k را برای یک فنر خاص تعیین کرد.

ب- تعیین جرم موثر فنر و ثابت g با استفاذه از نمودار:

هر گاه در معادله (9-4) به جای M مقدار مساویش ( M=nx ) را از روی نمودار ( با رابطه (10-4)) قرار دهیم، خواهیم داشت:

با جایگزینی ((11-4 در  (8-4) مربع پریود، حرکت بر حسب g،n به دست می آید:

                                                    (4-12)  

اگر منحنی  نسبت به M' رسم شود خطی مستقیم بخ دست می آید شیب آن  است و از اینجا g و جرم موثر فنر  محاسبه می شوند.

قطعه OD بر روی محور  که محور M' است معرف جرم موثر فنر است. برای محاسبه g می دانیم که 

یا:

است.

روش آزمایش:

الف) آزمایش تعیین ثابت فنر:

فنری را به قلابی آویزان و مطابق (4-2 ) آن را در مقابل خط کشی قرار دهید. شاخص خط کش را جایی قرار دهید که در حالت تعادل سیستم، انتهای آزاد فنر بر لبه شاخص تقریبا" مماس باشد. حال به انتهای آزاد فنر وزنه های 150، 250، 350، 450 و 500 گرمی را اعمال نمایید. و تغییرات طول فنر به ازای هر کدام از وزنه ها را اندازه بگیرید و در جدول (4-1 ) یادداشت نمایید . آزمایش را برای فنر های مختلف تکرار کنید.

حال با استفاده از رابطه (4-1) و نتایج جدول (4-1)، ثابت k را برای فنرهای مختلف به دست آورید و منحنی M به x را رسم و شیب خط n را حساب کنید. و از روی آن k را بدست آورید

 

جدول (4-1) الف

 

 

 

جدول ثابت فنر قطر کوچک

 

 

 

جرم فنر

جرم وزنه

(gr)

وزن وزنه

(kg)

افزایش طول (cm)

ثابت فنر

 

میانگین

خطا

37

150

15/0

7/1

47/86

14/148

 

37

250

25/0

7/2

74/90

 

 

37

350

35/0

7/3

05/120

 

 

37

450

45/0

3/4

45/198

 

 

37

500

50/0

8/4

245

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول (4-1) ب

 

 

 

جدول ثابت فنر قطر کوچک

 

 

 

جرم فنر

جرم وزنه

(gr)

وزن وزنه

(kg)

افزایش طول (cm)

ثابت فنر

 

میانگین

خطا

58

150

15/0

0/58

53/2

41/2

 

58

250

25/0

0/100

45/2

 

 

58

350

35/0

0/143

39/2

 

 

58

450

45/0

0/185

38/2

 

 

58

500

50/0

0/210

33/2

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ب- تعیین g به وسیله فنر و جرم موثر فنر

فنر را وزن کنید و مانند آزمایش (الف) بعد از آویختن وزنه 150 گرمی آن را به حال تعادل در آورید و حدود 1 سانتی متر از وضع تعادل پایین کشیده و رها کنید تا نوسان کند. مدت 20 نوسان کامل را با کرنومتر اندازه گیری و در جدول (4-2) یادداشت نمایید. آزمایش را برای وزنهای 150، 250، 350، 450 و 500 گرم تکرار کنید.سپس زمان تناوب هر وزنه را از رابطه (4-15) بدست آورید و نتایج را در جدول (4-2) یادداشت کنید.

که در آن n تعداد نوسانات کامل و  tکل زمان و T دوره تناوب است.

جدول(4-2) الف

 

 

جدول ثابت فنر قطر کوچک

 

 

 

 

 

جرم فنر

(mg)

جرم وزنه

gr))

ثابت فنر

(از آزمایش الف)

تعداد

نوسان

زمان20

 s

زمان

تناوب

خطا

37

150

47/86

20

63/04

23/0

05/0

 

37

250

74/90

20

94/05

29/0

08/0

 

37

350

05/120

20

11/07

35/0

12/0

 

37

450

45/198

20

76/07

38/0

14/0

 

37

500

00/245

20

07/09

45/0

20/0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول(4-2) ب

 

 

جدول ثابت فنر قطر کوچک

 

 

 

 

 

جرم فنر

(mg)

جرم وزنه

gr))

ثابت فنر

(از آزمایش الف)

تعداد

نوسان

زمان20

زمان

تناوب

خطا

58

150

53/2

20

20/10

51/0

26/0

 

58

250

45/2

20

89/12

64/0

41/0

 

58

350

39/2

20

18/15

76/0

57/0

 

58

450

38/2

20

01/17

85/0

72/0

 

58

500

33/2

20

01/18

90/0

81/0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1-    منحنی  نسبت به M را رسم کرده و از روی منحنی شیب   را بدست آورید. و با توجه به رابطه 4-14)) نیز مقدار g را محاسبه کنید.

2-   همانطوری که مشاهده می شود، فاصله مبدأ مختصات تا محل تلاقی منحنی فوق و محور M'، جرم موثر فنر  می باشد.این مقدار از روی شکل به دست آورده و با جرم موثر فنر مقایسه کنید، نتیجه را توضیح دهید.

3-  خطای مطلق و نسبی جرم موثر فنر و g را در این آزمایش تعیین کنید. مراحل آزمایش فوق را برای فنرهای مختلف تکرار کنید.

سوالات:

1-    کشسانی و حد کشسانی را تعریف کنید.

2-    چه عواملی در سختی فنر تاثیر دارند؟

3-    قانون هوک را تعریف کنید؟

4-    موارد استفاده فنر در دستگاههای مختلف اندازه گیری را بیان کنید.

 

 

جوک

طرف ميره نونوايی ، يه 5 ريالي ميده به نانوا ،

نانوا ميگه : 5 ريالی كه نون نميشه ! طرف ميگه :

صداشو در نيار من ماكسی ميليانوس هستم !

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

میخه میفته تو آب زنگ می زنه در میره!

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

دکتر از غضنفر میپرسه: این همه قاشق تو شکم تو چیکار میکنه؟!! میگه: خودتون گفتین روزی یه قاشق بخور

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

از غضنفر می پرسن نخست وزیر به انگلیسی چی می شه؟
می گه :First And Under !!!

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

به غضنفر میگن تو چرا ریش نداری؟ میگه من به مامانم رفتم!

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

مبانی کامپیوتر: آن بخش از یک سیستم را که می‌توان با چکش خرد کرد، سخت‌افزار و آن قسمت را که فقط می‌توان به آن فحش داد، نرم‌افزار می‌گویند!

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

چشم ها رو شستم... جور دیگر دیدم... باز هم سود نداشت...
تو همان کره الاغی بودی، که هنوزم هستی!

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

گوشه ای از نامه عاشقانه غضنفر به زنش : بدون که توی دنیا یه قلب هست که فقط برای تو میتپه اونم قلب خودت .

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

به غضنفر میگن: در رو ببند هوای بیرون سرده. میگه: مثلا اگر من در رو ببندم هوای بیرون گرم میشه؟

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

از یه کچل می پرسن اسم شامپوت چیه؟ می گه من از شیشه پاک کن استفاده می کنم

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

اس ام اس عاشقانه یه غضنفر: اگه گنجیشک پریدن یادش برد . اگه شیرین فرهاد یادش برد . اگه ماهی دریا یادش برد . من پولی این یه اس ام اسی که به شما دادما یادم نیمیرد !!!!

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

غضنفر تو سینما دست میکنه تو دماغش

میده به بغل دستیش میگه دست به دست کن بمالن به دیوار !

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

غضنفر تو جاده داشته رانندگی می کرده ، یهو میبینه یه کامیون داره از روبروش میاد،
میزنه رو ترمز میبینه ترمزش نمی گیره .

رفیقشو صدا می کنه می گه : اصغر اصغر پاشو تصادفو ببین .

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

یک مورچه و یک زرافه باهم ازدواج می کنند
شب عروسی مورچه گم می شه بعد از یک هفته پیداش می شه
بعد زرافه بهش می گه : این همه مدت کجا بودی ؟
مورچه می گه : تو راه بودم که بیام بوست کنم

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

مگسه نامزدش رو می گیره تو بغلش، میگه: عزیزم! من تو را با هیچ گهى عوض نمی کنم!

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

یه مرده میره ساندویچی . به مغازه دار که غضنفر بود میگه : آقا لطفا برام خیارشور نزار. غضنفر میگه خیارشور تموم کردیم میخوای گوجه نذارم .

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

غضنفر میره اون دنیا میگن چی شد مردی؟ میگه : شیر خوردم میگن: شیرش فاسد بود؟ میگه نه گاو یهو نشست.

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

غضنفر ازطبقه بيستم ميافته پايين.مردم دورش جمع ميشن. ميگن چي شده؟ميگه:والا نميدونم منم الان رسيدم.

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

غضنفر به سن بلوغ میرسه .... دم درمیاره !

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

مادر: پسر گلم بیا اسفناج بخور آهن داره!
پسر: آخه الان اب خوردم می ترسم زنگ بزنه!؟!

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

غضنفر یه اسکناس 500 تومنی پیدا می کنه که وسطش پاره بود : میگه ای باب اینم از شانس ما وسطش گوشه نداره!

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

غضنفر عابر باکشو میندازه تو ضریح، میگه حاجتم را بده تا رمزشو بگم

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

تلویزیون غضنفر برفک میگیره می ذارتش زیر نور آفتاب آب شه!

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

یه بچه گم میشه میره پیش پلیس میگه ببخشید شما خانومی ندیدید که من پیشش نباشم

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

به غضنفر میگن به زنبورهایی که از کندو محافظت میکنند چی میگن : میگه: میگن خسته نباشید